لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
و این منو غمگین میکنه
حرف زدن من باعث ناراحتی اونها میشه
شاید بهتر باشه برای مدت طولانی با هیچکس حرف نزنم
و فکر کنم عجیب و غریب بودن من باعث ناراحتی کسایی میشه که باهاشون حرف میزنم
و هربار این احساسات بیشتر و بیشتر میشه
چیزهایی رو هنوز دوست دارم که خیلیها دوستش ندارند
و باور هایی دارم که کسی نداره
از چیزهایی بدم میاد که خیلیها دوستش دارند و هنوز هم نمیتونم خیلی از اعتقادات اطرافیانمو بفهمم
این حس عجیب و غریب بودنه از کجا میاد واقعا؟
خیلی وقت بود تونسته بودم به این باور برسم که: منم عجیب غریب نیستم
اما دوباره امشب همه چیز خلافش ثابت شد و فهمیدم من هنوزم همون آدم عجیب و غریبم
چی دارم میگم؟
تن بی سرت را که خواهد گریست؟
رویای بی شانهات را که خواهد دید؟
مگر باد باشی که تلاطم گردبادهایش را حس نکنی
ورنه در گله گرگان جز به گرگ رحم نخواهند کرد
آه بادها
خاکها
نشانههای بیرحم آبادیها
مرا در منجلابی تنها گذاشتهاید
که هیچ مر دهای از آن زنده برون نیامده
من را در خاکی گذاشتهاید که هیچ گیاهی در آن کاشته نشده
من از جنس بادهای خرابیه این آبادیم، رویای اشتباه من از جنس کاههای بیبودنند
آه این حال بد
انگار امتحان من بود😑