لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
یه دیالوگ فوق العاده تو فیلم Her بود که می گفت:
«بعضی وقتا فکر میکنم همهی احساساتی که لازمه رو؛ تجربه کردم و از اینجا به بعد دیگه احساس جدیدی نخواهم داشت. هرچی هست فقط یه نسخه ضعیفتر از احساساتیه که قبلا داشتم؛ بخاطر همینه که دیگه چیزی نمی تونه تحت تاثیرم قرار بده.»
و چقد خوب منو توصیف کرد.
ارهه دیگه اون اقاهه ام که مرده
ثابت کن لیاقتشو داری تا نشونت بدم وفاداری چه شکلیه:)
من درو میبندم و اگه تو اونو نشکنی، یعنی
آدم من نیستی.
بله درسته من به هیچ دردی نمیخورم ، این دردا هستن که هی به چپ و راست من میخورن.
ببینید من واقعا بامزه و جذاب و خوش اخلاقام و اگر این فرصت رو داشتید که من تو زندگیتون باشم و به هر دلیلی از دستش دادید باید به حال خودتون گریه کنیدد
(حیف اینارو اون اقاپسر نمیبینه ایششش
- تو شاید یکی رو پیدا کنی که از من بیشتر دوسش داشته باشی ، ولی مطمئن باش هیشکی اندازه من دوست نداره
چقدر خوشم میاد وقتی یکیو میزارم کنار زمان بهم ثابت میکنه که بهترین کارو کردم.
میگفت خوبم و برای زنده ماندن هر ثانیه به چاووشی پناه میبرد.
چرا همه یهو شوهر کردن؟
تو این وضعیت بی پولی، پول عمل دماغاتونو از کجا آوردین؟
جریان لیلیوم چیه همتون هدیه گرفتین؟
چرا هی سفر و تفریح و اینور اونورین؟
چجوری همتون خوشگلتر و موفق تر شدین؟
چرا فقط من ب/g/ا رفتم ؟!