بـہ کلبـہ من خوش اومـבے گوگولے پگوری! 💗
کلبه بهار خاتون!💗
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
پیامتو دیر دیدم تو بلاگ واسه همین اینجا واست فرستادم
بهآر خآتون🌊
· نوشیدنی: چای داغ، یا شربت بهارنارنج
· بو: بهار نارنج، بارون، یه ذره خاک نمخورده
· رنگ: آبی روشن، سفید، سبز کمرنگ، یه ذره طلایی
· موسیقی: سنتی آروم، پیانو ملایم، شاید آواز
· فضا: باغ، پنجره باز، پرده حریر، گل
· حس: آروم، مهربون، خانوم، یه ذره غمگین ولی دلنشین
· فصل: بهار، صبح
· شهر: شهری با باغ و درخت، کوچههای قدیمی
ممنون💗
بح بح
جمع شاعرا جمعه
عاقبت شدی روح و روانم..
وای یادم نیس بقیشووووووووو
سلام سلام 🤓🐱
تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم
من همانم که تو غمگین بشوی میم.یرم...
مصرع چشم تو بود آنکه مرا شاعر کرد
ج.ان من شعر بدون تو فقط هذ.یان است !
در شب تیره خود چشم به ماهی دارم
جز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟
•فاضل نظری
عاش.ق نشدی زاهد، دی.وانه چه می دانی؟
در ش.عله نر.قصیدی، پروانه چه می دانی؟
- مولانا
« من ز.خم تو را به هیچ مرهم ندهم؛
یک موی تو را به هر دو عال.م ندهم.»
مولانا