لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
روزی در تاریخ مینویسند:
"درد آنقدر گسترده بود، که اشک ها نمیدانستند بر کدام شهر، کدام زخم ایران فرو بریزند."
سلام قمر ،،میدونم خیلی وقته احوالی نگرفتم ازت و خب بهانه ای هم ندارم ولی حالت چطوره
۴ ماهه سراغی ازم نگرفتی فکر نمیکنم نگران حال من باشی ، برگرد همونجایی که تمام مدت بودی
حداقل از اینکه کلا ول کنم برم بهتره ،
تو اکت پریده بود و من اک دومتو نداشتم و به یکی هم گفتم که خبری ازش داری یا نه ولی خب بعد دو هفته جواب داد و من یه هفته بعد پیام خودم اف زده بودم
دو سه هفته پیش وقتی برگشتم میخواستم بهت پیام بدم ولی دقیقا میدونستم همین جواب رو میدی پس کلا پیام ندادم ولی خب الان که میبینم کاش همون موقع فرستاده بودم
قرار نیست دعوا با من چیزی رو درست کنه یه زخمی رو خوب کنه ،
میدونم در کل تقصیر من بوده پس من ازت معذرت میخوام و ازت میخوام که من رو ببخشی
یه لحظه به خودم اومدم و واقعیت خیلی محکم خورد تو صورتم و این واقعا..
حالا من که به روی خودم نمیارم اما واقعا غیرقابل تشخیص نیست که
خب دقیقا تفاوت همینجاست و یه جور برتری حساب میشه به هرحال
جز پذیرش موقعیت و تلاش برای کنار اومدن کار دیگه ای نمیشه کرد
گاهی باید تصوراتم رو از یه جایی به بعد متوقف کنم آخه واقعیت اصلا اونطوری نیست
به طور عجیبی یه ورژن جدید از حالت ego درونم به وجود اومده که واقعا واو
امیدوارم درد بعدی که قراره یه چیزی بهم یاد بده یا تجربه بشه ، منو بکشه.
خدایا این مورد رو نه، لطفا، خواهش میکنم.