انتشار: 3 هفته پیش تعداد رأی‌ها: 42
تو دنیایی که پر از هیاهو و آشوبه اینجا میشه راجب به هر چیزی حرف زد دغدغه ها خاطرات خوب و بد مشکلات و شادی ها و ... و همه قراره به هم دیگه کمک کنیم...
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (79)
  • و همچنین ممنون از تمام کسایی که اومدن😭🎀

  • درود به همه‌ی کسایی که اومدن☕(خواهرزاده گلم از چی میخوای حرف بزنی؟؟)

  • دروددد
    خونه ی خاله کدوم وره؟ از این وره یا از اون وره؟✨😂

  • سلام خاله خوبیییییی؟؟؟
    اومدم حالتو بپرسمممممم بی وفا نیستمم فرصت نمیکنم بهت سر بزنممممممممم

  • خاله‌ امروزم رو برات بگم تا اینجا
    مثل همیشه با جیغ جیغ های داداشم بیدار شدم
    غذا خوردم (چون ساعت ۱۲ بیدار شدممم🤣😭)
    نتم ته کشیده و بابام گفت باید تا آخر ماه داشته باشمش🤣🥸
    بعدش یکم سرک تو گوشی
    و فعلا همین🤓(واییییییییییی گرمهههههههه)

  • @خالهshinobo
    میدونی چند وقته نبودیییی😭😂
    ______
    خاله‌ قل میدم اینجارو میترکونمممم از این به بعددددد

  • @نیکیارجونمن نرو
    وای مرسیییی😭(خیلی وقته کسی نمیاد خونه سوت و کوره)
    ______
    یعنی چی سوت و کورهههههه
    من هستممممم عههههه

  • سلام خالهه .
    اینجا چه خوشگلهههه😭😭💘💘

  • خاله تو برای چی شینوبو رو دوست داری؟!
    گفتی منم میگم

    • عاممم شاید چون هیچوقت تسلیم نشد چون که ناراحت بود شکسته بود و نفرت داشت ولی خودشو کنترل میکرد
      برای اینکه ناامید نشد و وقتی زندگیش از هم پاشید برای اینکه نذاره دیگران هم زندگیشون از هم بپاشه بلند شد و جنگید
      (البته دلیل اینکه پروفم و اینام شینوبوعه به خاطر دوستامه که اینطوری صدام میکنن و اینکه خیلی منو به شینوبو تشبیه میکنن)

    • چالش قشنگی بود
      باعث شد به چیزی فکر کنم که قبلا راجب بهش فکر نکرده بودم...

  • خاله بزار امروز هم برات تعریف کنم
    یه روز کسل کننده بود
    شبش دیر خوابیده بودم برا همین امروز خسته خسته به معنا واقعیه کلمه ج*نازه بودم
    سرم هم درد میکرد
    همش خب به‌ پسر خوشگله فکر میکردم😃😑
    و البته یه قسمت خوب داشت امروزم که مامانم لباس های دوره جوونیشو پیدا کرده بود و به شدت جیگیلی و اگوری بودن و منم چند تا برداشتم🥴🤓💕
    همین دیگه
    امیدوارم تا فردا صبح دیگه بلایی سرم نیاد
    عا راستی اینو نگفتم ماشینمونو دادیم بشورن پنجره باز بود ماشین شده بود استخر (دیگه واقعا بلایی نمونده سرمون بیاد)

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.