انتشار: 3 ماه پیش تعداد رأی‌ها: 31
But he never even made it to his twenties
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (83)
  • برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت. بگویم غمینگم و مرگ کاری نمی‌کند؟

  • من نمی‌توانم تو را فراموش کنم؛ نه به این دلیل که حافظه‌ای قوی دارم، بلکه به این دلیل که قلبی دارم که هرگز کسانی را که یک بار در آن ساکن شده‌اند، انکار نمی‌کند.

  • بله. میگویم دلتنگت هستم. اما به این معنی نیست که تنها اعلام نیاز به دیدن دوباره‌ات میکنم. به این معناست که وجودت را خواستارم و میخواهم تک تک لحظات را در کنار تو سپری کنم.

  • تو بسیار بیشتر از آن را که می‌توانم بگویم،می‌شنوی.تو همراه با من به جایی می‌روی که واژه‌های من نمی‌توانند تو را ببرند.

  • چرا حالتون بده ؟ میخواین حرف بزنین ؟

  • ای جان ای جان

  • آدم بدی خطاب میشم اگه بخوام چشماتو روی صورت یه نفر دیگه ببینم؟

  • شاید فقط وقتی بمیرم همه چیز درست بشه.

    • آگاهم که مرگ هیچ دردی را دوا نمیکند اما...شاید این صدا ها خاموش شدند و من اندکی به آرامش سپرده شوم

    • و بعد از این تمام غم و غصه هایم تمام میشوند.

    • و سپس ما می‌میریم بی آنکه زندگی کرده باشیم

  • غرق در رویایی غم‌انگیز.

  • عشق؟ عزيزکم! او حتی ظاهر ژولیده ای هم ندارد! مرا ببین. مانند دیوانه ای فراری میمانم!

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.