انتشار: 4 هفته پیش تعداد رأی‌ها: 15
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (37)
  • درود تو و دوستت هردو مفقود شدین؟به چه دلیل🤨 برای چه؟ چگونه؟مفقود شدنتون برای چه بود؟

    • خب اول النا مفقود شد منم رفتم دنبالش گشتم منم مفقود شدم و الان این روحم که داره باهات حرف می‌زنه... در واقع توی یه جنگل بزرگ مفقود شدیم....

    • واو

    • پرونده ای جنایی عالییه

  • بقیه ی اهنگام غمگینه🥲

  • فولاد سرد و صیقلی، در دست‌های استوار
    خورشید را بیدار کرد، بر لبه‌ی این ذوالفقار
    یک جلوه‌ی پر از خطر، در رقص تیغ آخته
    با سایه‌ای از سرنوشت، بر سینه‌ها انداخته
    نه کینه در آن نهفته است، نه خواهش خشم و ستیز
    تنها نشانی‌ست از غرور، در کشمکش‌های گریز
    برق نگاه آهن‌اش، تصویر صدها نبرد
    مانده به یاد روزگار، از تندباد گرم و سرد

  • قطره‌ای در بیکران، در انتظار یک نگاه
    می‌تپد در واژه‌هایم، نوری از جنس پگاه.

  • در میان لحظه‌های بی‌قرار
    واژه‌ها در من به رقص می‌آیند

  • بهه عجب شعر هایی

  • دروغ‌های من، پناه لحظه‌هام،
    تا وقتی ترس، بگذرد از سینه‌هام.
    اما قلب من، گاه فریاد می‌زند،
    قهرمان قصه ها ، باید سر بلند باشد.

  • شمشیر تو، شاهکار تیغ‌ها،
    اما قلب من، تشنه‌ی فتح فتح‌ها.
    روزی شمشیر من، بلندتر خواهد شد.
    و در اوج قدرت، نام تو محو خواهد شد .
    در آخر آن دختر شکست نخورد.
    اما باری دیگر شکست نخواهم خورد.

  • یوهو~
    استخوانم می‌رقصد رقصد در این تن خالی
    خاطرات یک عمرم در آهنگی خالی
    یوهوووو~ خنده آخرین سنگرم من
    تا برسیم به ساحل وطن
    اما در انتها یارانی یافتم جنگیدم در کنارشان و راهی یافتم راهی برای آزادی و آرامش!

  • هیچکی نیست که😶

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.