آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
نظرسنجی
شهر غـم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
چح قسنگح اینجا☹💞
عشقمی🥰🥀
ایول