لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
! Haunted by the ghost of you
هرکجای ایران که دست می گذارم، درد می کند!
نانت را می دزدند ؛ سپس تکه ای نان به تو می دهند.
آنگاه امر می کنند برای این سخاوتشان از آنها تشکر کنی!
I am lain, we are all lain.
Because you deleted yourself from everyone's memory?
But, Lain, isn't that what you wanted all along?
در آن باران تیر و برق پولاد
میان شام رستاخیز میگشت
در آن دریاى خون در دشت تاریک
به دنبال سر چنگیز میگشت
به پاس هر وجب خاکی از این ملک
چه بسیار است، آن سرها که رفته
ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک
خدا داند چه افسرها که رفته
به مغرب سینه مالان قرص خورشید
نهان می گشت پشت کوهساران
فرو می ریخت گردی زعفران رنگ
به روی نیزه ها و نیزه داران
ز هر سو بر سواری غلت میخورد
تن سنگین اسبی تیر خورده
به زیر باره مینالید از درد
سوار زخم دار نیم مrده
نهان می گشت روی روشن روز
به زیر دامن شب در سیاهی
در آن تاریک شب می گشت پنهان
فروغ خرگه خوارزمشاهی
I sleep so I can see you, 'cause I hate to wait so long
من اومدم نظرسنجیت (تو بلاگ گفتی کسی نیومد، گفتم ناراحت نشی🎀)
مرسی مهربوننن💞
چه منظرهی غمانگیزیست تماشای مردمی که منتظرند خدا همهی کارها را درست کند.