لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.
نظرات بازدیدکنندگان (517)
  • image𝓃𝒾𝓁𝒶
    زندگی من@✟DreamStitcher✟

    منم میتونم سوگند بخورم به اینجا پایبند_؟😀

  • من برای عضویت و ماندن در این قلعه عهدی خو...نی...ن می بندم می بندم

  • image𝗛𝗲𝗳𝗳𝗹𝗲𝘆
    همون درخت کاجم

    من هم نیز عهد می بندم که تا زنده ام به قلمرو ترس خدمت کنم و وفادار باشم.

  • من نیز، در این جلسه، به طور رسمی سوگندی را یاد می‌کنم و عهد می‌بندم که تا زمانی که در تستچی به عنوان یک کاربر فعالیت دارم، به قلمرو ترس وفادار باشم و خدمت کنم🕰

  • اهم اهم
    سوگند میخورم که تا جانی بر تن دارم به قلمرو ترس خدمت کنم
    (خوبه؟؟)

  • اکنون من در اینجا سوگند یاد میکنم که به قلمرو ترس خدمت خواهم کرد

  • یه مستند دیده بودم خیلی ترسناک بود ماجراش رو بگم؟ خیلی طولانیه ها

  • منم باشم؟

  • اما اتفاقات عجیبی افتاد ، شب اول همه چیز آروم خوب بود ، ولی صدا های عجیبی از اتاق پیرزن میومد ، دخترک حرف نمیزد انگار که نمیتواند حرف بزند! پیرزن: این اتاق برای شماست! ممکن است این باران مدت زمان زیادی ببارد پس نیاز به یه جا برای استراحت دارید.. مگر نه؟.... پیرزن با لحن مهربانش آدم را فر.یب میداد ، شب دوم خوابم نمی برد .. صداها شدید تر و وحشتناک تر شده بودند... چراغ قوه ای پیدا کردم ، در را باز کردم ... چراغ قوه را روشن کردم ... خیلی نزدیکم بود... هی.ولایی تر.سناکی سیاه سیاه با دهانی پر از

  • image𝑺𝐻𝑅𝐸𝑲
    حضرت شرک🗿📿

    ✟DreamStitcher✟
    به نظر شما پاسخ داد: در روزی افتابی در ساعت ۱۳:۲۶ دقیقه کارگران طبق معمول......
    ساختم منتظر بمون منتشر بشه
    ____
    عه تشکر🗿👍🏾

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.