The morning sun falls through the curtains in my room onto my hair, and I don't realize how my midnight has turned into morning with that masterpiece book.
افتاب صبحگاهی.
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
گاهی با خودم فکر میکنم، چقدر خوب میشد بتوانم شخصیت هایی را در کتاب ها و انیمه ها بغل کنم. حتی کاش میتوانستم به دنیای آنها بروم، آنها را لمس کنم، و احساساتی که از دیگران مخفی کرده بودند را با من به اشتراک بگذارند.
تبلیغات تستچی عالین.
نمیدونم با این یارویی که دور و ورمه و فکر میکنه با فحش دادن خیلی خفنح چیکار کنم. شما راهکاری دارید؟
دوستی، فقط زمانی ارزشمند میشود که هردو طرف درک کنند، این آدم ها هستند که میتوانند آنها را از هم جدا کنند، نه مر.گ.