𝘳𝘦𝘥𝘭𝘪𝘯𝘦
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
ولی عجب ماشینی گرفته کل شب رو ۱۵۰ میرفتیم
3:33
3am.
جایی که رفته بودیم هم خوب بود، یکی از دوستامون کمی پکر بود هی مجبورش میکردم برقصه بعد پاشد از ماشین vodka آورد نشست خورد بعد پاشد رقصید
حالم واقعا حالش
واقعا اره
وای ماشین سواری خیلی کیف داد
خودت سوار شدی؟
میخواستن زنده بمونن نزاشتن سوار شم
آنقدری کل روز رو جیغ جیغ کردم گلوم درد گرفته
چرا
خب توی ماشین کلی اهنگگذاشتیم خوندم بعد رسیدیم کافه هم اجرا زنده داشتن
تیک تاک اون خانم خوشگله رو دیدم، واقعا خانومه خوشگلهست.
دست رو دلم نزار که خون
تیک تاک باهام مشکل داره.. از اکانتم انداختم بیرون اکانت جدید زدم دوباره باگ داره نمیاره
برای منم همینطور بود فقط باید به اینترنت بهتری وصل شی
اعصابمو به هم ریخته
تیک تاک واقعا عالی
@overthing
منم چند باری پیش اومده با دختر بیرون باشم و وقتی گفته سردمه لباسمو انداختم رو شونش
______
برای مدرسه یک اردویی بود رفته بودم، فرهنگی هنری بود فقط من از مدرسمون رفته بودم بعد یک دختری هم اتاقیم به اسم ماریا بود، شب که توی خوابگاه رفتیم بیرون خیلی سردم بود کتشو داد بهم هیچوقت یادم نمیره
چه قشنگ
بچهی دوست مشترکمون جلوش خوابیده بود یک خانومی اومد کولر رو روشن کرد، دنبال پتویی دستمالی چیزی گشتم بندازم روی بچه که خودش کتش رو درآورد انداخت روی بچه، بعد یک تاپ تنش بود گفت کمی معذبم، گفتم دلیلی نداره باشی. خلاصه که این حرکتش واقعا💍
چه حرکت خفنی
منم چند باری پیش اومده با دختر بیرون باشم و وقتی گفته سردمه لباسمو انداختم رو شونش
هممم خوشمان آمدد
حالا از نظر ظاهری بگم که قدش بلند بود حدودا ۱۷۵ یا خوردهای، یک کت و دامن پوشیده بود موهاش کوتاه و رنگی بود(دکلره بود رنگش رفته بود)، یک پرسینگ مصنوعی لب داشت، یه کوچولو آرایش هم داشت، عینکی هم بود خلاصه که جذاب بود خوشم اومد، بعد آدم درونگرایی نبود ولی آروم و گوشه گیر بود، رفتیم باهم حرف بزنیم راحت حرف میزد.
شخصیت جالبیه
چند شب پیش توی مهمونی یک دختری بسیار جذاب رو ملاقات کردم
زود باش بگو که رفتی جلو و باهاش صحبت کردی
تقریبا کل مهمونی رو فقط نگاش کردم، تنها بود و حوصلهش سر رفته بود، آخرای مهمونی فهمیدم یک دوست مشترکی داریم، به دوستمون گفتم بهش بگه باهم دوست بشیم که گفت بهش و اونم موافقت کرد گفت آره حتما.
عالیه