𝘚𝘢𝘯𝘢
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
هشیار سری بود ز سودای تو مست
خوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دست
بیتو همه هیچ نیست در ملک وجود
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
هفت شهر عشق را عطار گشت
مولوی اندر خم یککوچه است
گر که مولانا بود سطر نخست
هفت شهر عشق را اکنون چه است ؟
و در آن روز باختیم
که خود را فراموش کردیم
که چه هستیم
که او دارد و ما نداریم
که کاش او بودیم
و ندیدیم او ندارد و ما داریم
آن لحظه بود که سقوط کردیم
یعنی اونقدر ارزشمند بودی که ارزش حرف ها و کار هات چند برابر شه
بیشتر از مقدار ظاهریشون
پس اگه با رفتار های کوچیکت ناراحت یا خوشحال شدم
پس براش ناراحت یا خوشحال میشم
و مهم ترین چیز دنیا میشه برام
من بهش ارزش میدم.
مهم اینه که حتی اگه کوچیک باشه.