دردودل،صحبت،حرفی...
نآگُفتِههآیمَن☆
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
- ذهن خسته ،چشمان بیدار ؛
ك ندارد بشري حالت چشمان تو را
زن های خاورمیانه
از هرچه خالی باشند، از سه چیز غنیاند؛
چشم های زیبا، غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر ..
با قلم میکنم غم و تبدیل به غزل . . 🌱◟
- دلا بگریز از این خآنه ، که دلگیرست و بیگآنه ؛🪻
☁ کاش از شاخہ سࢪ سبز حیات
گل اندوه مࢪا می چیدے.
نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه
ولی یه آدمایی هستن که هم از بودنشون توی زندگیت اذیت میشی هم از نبودنشون.
اونآ ٺۄࢪۄ مېشناسن؛ ولې من بلډمٺ.
اونا لبخنډ بہ لباٺ مېاࢪنڼ؛ ولې مڼ مېخنډونمٺ.
اونا اذیٺٺ ېیکنن؛ ولې من مࢪهم میشم ࢪو زخماٺ.
اونا بهٺ بدې میکنن؛ ولی من بغلٺ مېکنم...
"تو پناهگاه منی"
وقتی که راهها با همه وسعتشان درماندهام کنند.
زنده ها تو شهر بودن اما زندگی ادامه نداشت.