انتشار: 2 سال پیش تعداد رأی‌ها: 3
چشمان تو دریایی آرام است و من در ساحل نشسته ام و به دریا خیره شدم . بغض نکن که دریای چشمانت طوفانی نشود ، چون آنگاه من در موج های طوفانی بغض درون چشمانت غرق میشوم و شاید لبخند تو در آن لحظه تنها قایق نجات برای من باشد . پس لبخند بزن تا در دنیای بی انتهای نهفته در لبخند تو به رویایی همیشگی فرو روم . وقتی وزش طوفان غم ، موج هایی استوار از اشک را در دریای چشمانت میسازد، شعله های امید در قلبم خموش می‌شوند گویی روشنی و گرمای روز به تاریکی و سردی شب منتهی شود .
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (2)
  • عالیه جوری که انگار یه تیکه از رمان مورد علاقه آینده مه

    • وااااییییی ذوووووووووووقققق. مرسیییییییییییییی

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.