سرنوشت را باید از سر نوشت ؛ شاید اینبار کمی بهتر نوشت
هورشید
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
ای شرقی غمگین . . وقتی آفتاب تورو دید
تو شهر بارونی ، بـوی عطرتـو پیچید
شب راهشو گمکرد ، تو گیسویتـو گمشد
آفـتاب آزادی از تو چشمتـو خندید
| فریدون فرخزاد
〔 𝖳𝖾𝖺𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝗐𝖺𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀 - 𝖡𝖺𝗋𝖽𝗂𝖺 〕
طلوع آبان .
🌟
دروددرود
امیدوارم به هرچی که میخوای برسی و همیشه دلت خوش باشه
آرزوی بهترینارو برات دارم داراکا😭
-1405/07/30
از طرف گازک چون حوصلش سررفته بود و میخواست اینجا یچیزی بنویسه🧸
درود داراکای قشنگم؛
یادگاری چیز خاصی ندارم بنویسم ولی عزیزکم بدون کلی ادم تو رو دوست دارن و خودتو بخاطر چیزای کوچیک ناراحت نکن فداتشم.💞
_دارلا
درود داراکای عزیز.
فقط خواستم بگم وجودت توی بلاگ مایه دلخوشیه.
۱۴۰۵/۷/۲۹
۲۱:۳۸
-شیرین!
گفتی یادگاری انتظار نداشته باش فاخر باشه عزیزکم فقط در کل دختر خوبی هستی روحیات جالبی داری معمولا تو بلاگ فقط با هم حرف زدیم ادم جالب و دوست داشتنی ای هستی
آکواریس ، تو همیشه روزشو بهتر میکنی.
True
I’m sick and I’m tired too
I can admit, I am not fireproof
I feel it burning me
I feel it burning you
I hope I don’t murder me
I hope I don’t burden you