مجلس نذری شله خانم و دوستان🌝
🌿🌿سبزی بگیرید پاک کنید و غیبت کنید
جایی جهت گرفتن نذری🧚🏻♀️😗
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
مهم نیست،
مهم نیست من تا ابد منتظرت میمونم.
تا ابد، هر بهار آسمونو تماشا میکنم، هر تابستون سالگرد دوستیمون رو جشن میگیرم، هر پاییز تولدت رو تبریک میگم و هر زمستون به درختا نگاه میکنم.
همیشه منتظرت میمونم و با دیدن آسمان، درخت، گربه، عروس دریایی، نهنگ، آبی به یادت میافتم...
هر شب بهت شب بخیر میگم و داخل ذهنم در آغوش میگیرمت... هرشب.
قضیه دوستی من و شله خیلی جالب بود اگه من خجالتی بودم دوست نمیشدیم
شله به یکی ریپ زده بود که من از آینده اومدم و فلان بعد من ریپ شله رو ریپ زدم و حرف زدیم
خلاصه داشتم فکر میکردم اگه اونروز میگفتم زشته همچین کاری چی ؟ ممکن بود دوست نشیم پس نتیجه اخلاقی اینه که خجالتی نباشید
لعنت به همتون اگه نحسی هایی مثل شما وجود نداشت الان اینطوری نبودیم.
اگر ایران به جز ویرانسرا نیست،
من این ویرانسرا را دوست دارم.
یکی بیاد منو جمعم کنه🗣
فکر کنم تنها سالیه که تک تک بچه های مدرسمون دعا میکنند مجازی نشیم...
واای منمم
امسال اگه مجازی بشه بیچارهمیشم😭
گند خورد تو ایندمون
نمیدونم انگار تموم کار های واو و خفن و بس خوشحال کننده جالب نیستند دیگه
مزخرفه نیاز دارم نجات پیدا کنم و نمیتونم
میترسم نیاز به نجات نداشته باشم چون عادی باشه
شله بعد اینکه کل کتاب های فانتزی جهان رو خونده و الان چیزی به وجدش نمیاره:
چ-
حس میکردم دیگر نمیتوانستم شاد باشم.
این بود بزرگسالی؟ پس تمام آن لبخند ها واقعی نبود؟
ای کاش هرگز آرزو نمیکردم بزرگ بشم.
جمشید نجات ولم کن.
یه حس نوستالژی...
برای نوستالژی احساس کردم زیادی بچه ای(درود بر خاله ام واقعا با فهم و درکه)
گمشو