لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.
نظرات بازدیدکنندگان (306)
  • -چشمای‌من‌دلتنگ‌و‌نگاه‌اون‌غریبه...
    اون‌لحظه‌بود‌که‌از‌خودم‌پرسیدم؛اون‌همون‌کسی‌بود‌که
    پرواز‌رو‌بخاطرش‌یاد‌گرفتم؟!

  • -بهم یاد دادن نگاه نکنم کسی دوسته یا دشمن،خانوادست یا غریبه،
    اگه دیدم از محدوده ی خودش خارج شده و داره اعصابمو بهم میریزه
    یه کبیرت زیرش بکشم و آتیشش بزنم!-

  • -آدم‌ها هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنن،فقط اخلاق هایی که
    توی بچگی داشتن رو وقتی بزرگتر شدن متفاوت‌تر
    و با برچسب بالغی انجام میدن وگرنه همون بچه‌هایی‌ان
    که میشه با یه بستنی شکلاتی بهشون امید داد!-

  • "نمی‌دانم؛
    شاید یک روزی...
    شاید هیچ‌وقت..."

  • "به یاد اسلحه ای که متعلق به من بود و نفس‌ام را گرفت!"

  • مبتلا به تنهایی‌ام، آدم‌ها اثر نمی‌کنند.
    روزها بی‌فایده و عذاب آورند و شب‌ها طولانی و ز‌جرآور.
    در آخر این من هستم که بیشترین انتظار را برای هرچیز کشید و اکنون دگر حوصله‌ای ندارد‌‌.

  • فراموش میشوی
    انگار که هیچ وقت نبوده‌ای
    فراموش میشوی
    مثل مرگ یک پرنده
    مثل یک کنیسه‌ی متروکه
    مثل شاخه‌ی گلی در دستان باد
    فراموش میشوی

  • آدمی،عشقی همانند رومئو و ژولیت میخواهد؛
    بی‌آنکه بداند عشق آن‌دو سه روز دوام داشت و جان شش نفر را گرفت!...
    -ویترین کتابخانه‌ای در رم؛

  • خاک‌ گرفته‌ است دفترچه...بگذار غبارش با نفس‌های سنگین تو،به سمت خانه‌هایشان قدم بردارند!؛

  • تو سکوت مرآ بشنو که صدآی غمم؛نرسد به کسی...

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.