چی دیدن این چشما؟
چی حس کردن این دستا؟
چی خواست این قلب؟
واسه کی بند اومد این نفسا؟
𝖧𝖾𝖨𝗍𝖾𝗋 𝗌𝗄︎𝖾𝗅︎𝗍𝖾𝗋
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
"بابا وقت خداحافظیه ، ولی به مامان چیزی نگو
بابا دیگه نمیکشم ، از درد پر بغضه گلوم"
ادکلن کمتر بزن بانو ، دم گوشم پدر گفت سیگاری بکش تا بوی بانو بپرد.
چقدر لباس سیاه به تو میآید
اگر میدانستم ، زودتر برایت میمردم
حوا
بله؟
تو تیپاپ اسمت چی بود
تیم ، تیموتی
رو ل نیکی
تو کی بودی
بگم آشنایی یا زوده؟
لطفا اکسم نباش.
قطعا نیستم.
خوشحال شدم
دوست ندارم بگم همچنین..
چطور مگه؟
همینطوری.
دلیل خاصی نداشت.
اوه..
اره..
هی..؟
فقط مژخوام حرف بزنم... آوا هنوز اونجایی..؟
هنوز اینجام اما شما رو به خاطر نمیارم
تعجبی نداره.. حتی اشکالی هم نداره.. اصلا شاید احتیاج هم نباشه بشناسی..
اگر اسم واقعیم رو میدونید اتفاقا تعجب داره
هی... منظورم این نبود که از قبل میشناختمت... اسم آوا رو همینجاها دیدم. فقط دلم میخواست یه بار باهات حرف بزنم. فکر کنم منظورم رو بد رسوندم :)
اوه.. فکر کردم شاید نگار یا سایه باشی
متوجهم.. متوجهم:)
به هرحال خوشحالم که ابهامش رفع شد.. آخه نمیخواستم ذهنترو درگیر کنم.. فقط میخواستم صحبت کنم، همین:)
فکر نمیکردم اسممو یادت باشه!
بانو؟
جان دل بانو؟
مشتاق دیدار
?would you please.. please love me
عشقی وجود نداره پسر