چی دیدن این چشما؟ چی حس کردن این دستا؟ چی خواست این قلب؟ واسه کی بند اومد این نفسا؟
نظرسنجی
𝖧𝖾𝖨𝗍𝖾𝗋 𝗌𝗄︎𝖾𝗅︎𝗍𝖾𝗋
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
اوه پسرک بیچارهی من؛
گول اون چشمهایی که با شیفتگی بهت خیرهانو نخور، اگر بفهمن پشت این نقاب زیبات کی خوابیده حتی نگاهتم نمیکنن..
آخه کی جز من میتونه چهرهی واقعیتو ببینه و بازم برای داشتنت زانو بزنه؟
حریم تن خاکی اون سرباز، مرز کشور منه
فرمانده تو میدونی
میدونی که حتی اگه شمشیرتو برای من اما به قصد جون من هم بکشی، شازده مفتخر میشه با دیدن مهر ساختگی نگاهت بمیره..
اما تو از دم آلوده ی دست بیگانه ای
گمون میکردم یکیمون تنش دست خوردس و دیگری قلبش
بیا دردشو کم کنیم..
تصور میکنم من همون شازده ی زمینیم که میگفتی
اینبار فرمانده ی خائنم نباش، گیسانی باش که دل شاهزاده ی خوشگذرونو برده
چطور جرات میکنی پاهای پسرکمو به درد بیاری؟
بعدتر اگر برای بخشش زانو زدی نه نوازش
از روی زمین بلندت میکنم
فقط چند روزی ابر دور طلایی موهات نمیشم خورشید من
خوب خبر داری حتی اگه اون دروغای پشت سرمو، توی روم بگی