انتشار: 2 سال پیش تعداد رأی‌ها: 73
کدومش؟؟
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (36)
  • سلام ممنون بابت امتیاز🎀✨️

  • ایده پرداز افتخاری هستی مثلا💔😀

    • ایده پرداز افتخاری یعنی اینکه بیای و در قسمت ارتباط با تستچی ایده هایی بدی که به نفع سایت تستچی باشه و باعث بشه که تستچی پیشرفت کنه

    • خب من دادم حالا تو چه ایده ای دادی

    • ایده یکی دوتا نیست باید توی این ماه حداقل ۱۰ تا بدی و این کار رو تا زمانی که خود تستچی بهت پیام نداده ادامه بدی و فرق نمیکنه در چه زمینه ای باشه اما جوری باشه که همه ما هم دغدغه شو داشته باشیم که کاش اون قسمت مدنظر درست شه مثلا در بخش نظرنسجی قسمت ویرایش وجود داشته باشه این نمونه اشه ایده خیلی دادم ولی یادم نمیاد

    • هومم فهمیدم

  • خیلی کنجکاوم بدونم دقیقا چه ایده ای به تستچی دادی

  • من چیز زیاد ترسناکی واسم اتفاق نمیفته چون به خودم میگم اگر هیولا ها از ما بترسن و ما هیولا هایه واقعی باشیم چی و در واقع ما داریم اونارو میترسونیم خلاصه 😂فکر هایه عجیبی دارم..
    😊

  • ادامه:می تپید که دختر خالم اومد بالا ظرف غذای سگشو ورداره منم تا ی ماه پیش فکر میکردم ملبمونه اونی که دیدم ،چون مبلمون مبل سلطنتیه ولی حالا که دقت میکنم شکل بالای مبلمون اصلا اونجوری نبود ،و اینکه هنوزم اون چیز شبا دیده میشه ، کلی خاطره دیگه هم دارم میخوای بگم ؟

  • یادم میاد حدود ۲ سال پیش من خیلی از اینجور چیزا میترسیدم ،خالم اینا اومده بودن خونمون ،همه رفتن پایین برا خدافظی من بالا موندم از بالکن خدافظی کنم ،چون هنوز نیومده بودن من برگشتم برم صداشون رو شنیدم برم بالکن برگشتم بالکن ما ی پنجره به داخل داره که پرده سفید وسطشه من که برگشتم توی پنجره ی سایه کله که انگار چشم و دهن نداشت دیده میشد (یعنی بازتاب نداشت دهن و چشمش و خالی بود) من واقعا ترسیدم ولی اومدم بیرون از بالکن که بدوم برم پایین البته اروم راه رفتم ببینم چیه ، گوشم سوت می‌کشید قلبم بدجور

  • یه شب خوابیده بودم بعد یهو حس کردم یکی اومد بالا سرم حس کردم با یه چیز تیز یکی داره گ.ر. د. م رو زخم میکنه خیلی درد داشتم ولی اصلا نمیتونستم تکون بخورم

    ۲ یبار خوابیده بودم بعد یکم چشامو باز کردم دیدی یه چیزی سیاه داره بهم نزدیک میشه قدش خیلی بلند بود دومی قدش کوتاه بود من که از ترس نمیتونستم تکون بخورم بعد یهو خوابم برد

  • منم بگم؟

  • یه بار شب میخواستم بخوابم.همه خواب بودن(مامانم،بابام،خواهرم) روی اوپن ما چند تا قرص بود.تو فکر بودم که یهو شنیدم صدای به هم خوردن قرص میاد.گفتم حتما مامان داره قرص میخوره
    فرداش از مامانم پرسیدم چرا دیشب قرص خوردی؟مامانم گفت من دیشب که قرص نخوردم
    به بابام گفتم تو قرص خوردی.؟بابام گفت خواب دیدی خیر باشه.خواهرم که کنارم خواب بود
    و از اون شب فهمیدم که خونمون چیز داره.و واقعا داشت.من به مامان بابام گفتم و بعد سریع خونمون رو عوض کردیم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.