و ּاو باریکهٔ نوری ׅ ݁ میان تاری͟کی بود ֽ 🌙
نظرسنجی
★
لینک کوتاه
توجه!
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
کاش اینجا بودی و مرا در آغوش میگرفتی 🪐🖤
_ unknown
م ꯭بهم همچيز م ꯭بهم أست…
مٓغزمـ دگࢪ چيزي ࢪا بـه يأد نميأورٓد ، همچيزٓ برايـمٓ م ꯭بهم أست .
امأ خاطࢪاٮمان، ته ته مغزٓمـ باقي مأنده أست ، در آن
خاطࢪاٮ م ꯭بهم چيزے از تـو به ياد ميأورم .
عشـقٓ مں به تـؤٓ مأنند بأتلـاقٓ أست ، تأ ابد دࢪ أن غࢪقـ شـٓدهـ أم ، و ࢪاهـ ںجاتـٓي نيٓسـتٓ .
-
گوشیمو برداشتم ، والپیپرم چیزی بود که تو درستش کرده بودی ، رمزشو زدم و اونم یه ربطی بهت داشت ، اول اسمت بود . رفتم گالریمو مرتب کنم ، چند تا از ویدیو هایی که برام فرستاده بودی رو دیدم و بیشتر دلم برات تنگ شد ، خواستم آهنگ گوش بدم ، با هر آهنگم یاد تو افتادم . گفتم فایدهای نداره میرم درس میخونم اما کتابمو که باز کردم دیدم سر کلاس هم یه چیزایی برای تو نوشتم و حتی چشماتم کشیدم ، خواستم برم بیرون هوا خیلی سرد بود ، یادم افتاد که تو همیشه گرمته ، بارون که شروع شد یادم افتاد یه بار گفتی بارون رو دوست
‹𝟹
♡
ولی آخرش همه پستایی که میدیدم به واقعیت پیوست ، من همیشه انتخاب آخر بودم ، شایدم انتخاب کسی نبودم…
ؤلي من فكر ميكردم دؤسم دأري
که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد
خورشید ، دستمو بگیر باهم پرواز کنیم …
مٮلا پیداٮ، کٮم ٮو ࢪوٮام؛