کلبہ ای درون جنگل،حاضر برای گوش دادن است
سال ها پیش قلب صاحب این کلبہ به معشوقہ اش اهدا شد و از آن زمان به بعد او اینجا زندگی میکند؛دور از تمام هیاهو ها و شلوغی ها
فقط میتوانی خودت را خالی کنی و حرف بزنی
مطمئن باش من قضاوتت نمیکنم
کتابم را کنار میگذارم و با لیوان چایی ازت پذیرایی میکنم
فقط میخواهم حس غریبی نکنی
کلبہ چوبی؛
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
بخاطر همه چی شرمنده
دختر کوچولوم
آره
واسه منم سخته که احساساتمو بهت بگم
ولی نمیتونم همینجوری وضعیتو نگاه کنم
نمیدونم تو به چی فکر میکنی
اما من بهت خیانت نکردم و نمیکنم
و درمورد سارا
خودتو سرزنش نکن.بعد از اون هیچکدوم از ما آدم سابق نشدیم
میدونی چقدر درد میکشم وقتی نمیتونم اونطوری که باید دوست داشته باشم
نگاه های تو به ماه...
همیشه میخواستم به منم اونطوری نگاه کنی
و نگاه های تو که قلبمو واقعا تسخیر میکنه
تو متوجه نمیشی طرز نگاهم وقتی بهت نگاه میکنم چقدر فرق داره
میدونی واسه چی تا الانم پیشت موندم؟
چون دوست داشتم
داشتم و دارم
درود پریزاد
خوبی؟ چند وقت پیش پیام دادم جواب ندادی نگران شدم...