توسط: Lilac تعداد رأی‌ها: 15 گزارش

Lilac INTP 18-19 https://harfeto.timefriend.net/17162734145635
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (27)
  • آره... احساس تنهایی دردناکه...
    ولی اونجایی دردناک‌تر میشه که واسه فرار از تنهایی به خود تنهایی پناه ببری:)...

  • I tried to be among'em
    !...But they didn't want me

  • من اون یه نفرم که دوست داشت یه داداش داشته باشه...!!
    ولی هیچ وقت ندااشتت:)))

  • ولی اینجا مثل یه اتاق با دیوارای شیشه‌ایه...
    من بقیه رو میبینم...
    بقیه هم منو میبینن...
    ولی کلمه‌ای ردو بدل نمیشه!

  • سرم را بالا بردم...
    به آسمان نگاه کردم...
    لب به سخنی نگشودم...!
    اما قطره‌ای روی گونه‌ام غلتید:)
    ای نزدیک‌ترین من، تو شنیدی صدای قلبی که از تو درخواست باران میکرد!
    تو شنیدی صدای روحی که تشنه‌ی رحمتت بود!
    اما من چه کردم برایت...؟
    به راستی چه کردم...؟!

  • قبل از هرچیزی بیاین قبول کنیم ما همه انسان‌ایم...
    کامل نیستیم!
    نقص داریم!
    ولی این به معنی این نیست که حق داریم ارزشمونو زیر سوال ببریم و زندگی با عیب و ایراد رو به خودمون تحمیل کنیم:)

  • ولی شرلوک خیلی حق گفت...
    - من ضداجتماع نیستم
    من ضداحمقم!!
    یه چیزی مثل فرق همون "آدم" و "انسان" ایه که گفتم!!

  • بارها برای دیوار تنهایی‌هایم دری ساختم...
    اما افسوس...!
    هربار که آن در را گشودم تلنگری پدیدار گشت تا به من یادآوری کند چرا این دیوار هرگز دری نداشت!

  • جمعا 1293 تا لایک دارم...

  • و آنگاه که چشمانت راهی جز باریدن ندارند، گر سرت را بالا ببری، نوازشی گونه‌های سردت را گرم میکند!
    چه صمیمانه و آشناست این حس...
    تو همیشه نزدیکم بودی و ندیدمت!...

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.