انتشار: 2 سال پیش تعداد رأی‌ها: 71
دیگر بویی از زندگی در اینجا به مشام نمی خورد. مدت هاست که همه رفته اند. مدت هاست که فقط من مانده م و...... شهری خالی؛ با دلی شکسته.... روز های تکراری؛روز هایی پر از بیکاری فقط ماندم و خورشیدی خاموش و شب هایی تاریک تر از قبل. حالا فقط من ماندم و تنهایی قلب سیاهم. ولی من به تنهایی یک شهرم. یک شهر از غم و غصه و اشک لحظه های بیزاری. شهری پر از خالی* شعر خودم بود ممنون می شم نظرتون رو بگید تا ایراد هاش رو برطرف کنم.
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (74)
برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.