دیگر بویی از زندگی در اینجا به مشام نمی خورد.
مدت هاست که همه رفته اند.
مدت هاست که فقط من مانده م و......
شهری خالی؛ با دلی شکسته....
روز های تکراری؛روز هایی پر از بیکاری
فقط ماندم و خورشیدی خاموش و شب هایی تاریک تر از قبل.
حالا فقط من ماندم و تنهایی قلب سیاهم.
ولی من به تنهایی یک شهرم.
یک شهر از غم و غصه و اشک لحظه های بیزاری.
شهری پر از خالی*
شعر خودم بود ممنون می شم نظرتون رو بگید تا ایراد هاش رو برطرف کنم.
مایل به کمی شعر....؟
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
منو یادته؟ 🥲
درود،متاسفم.
خیلی وقته تستچی نیومده بودم
راستش نه.
ببخشید.
بینظیر بود
ممنونم!
گود ✨
بک میدی
و اینکه عالی بود
شعرت به شدت زیباست
من همون لحظه اشک از چشمام جاری شد
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
درود بر تو
وای ممنونم.
مرسی که خوندی و نظر دادی!
خواهش میکنم 🥰🥰
مایل به فرند؟
خچب بودد بنظرم
البته من اطلاعات زیادی درباره شعر ندارم
ممنونم!
منم گاهی شعر و متن مینویسم
زیبا بود
شعرت قشنگ بود
ولی غالب خاصی نداشت درسته؟ مثل داستان در حالت شهر بود
شعر نو بود فکر کنم.
اره دیگه میشه همون
خیلی قشنگه منم یه مدت ادبیات کار کردم و به نظرم یکم شبیه داستان البته شاید با قالب شعر آزاد نوشتی ولی بازم عالی👌🏻