.....
"мертвая душа"
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
"دردناکه؛
یه روزی واسه اونی که برات با همه فرق داشت
تکراری بشی!... "
دوباره اپریل، دوباره غم، دوباره شکوفه های بهاری، دوباره پرستو های مهاجر، دوباره آپریل، دوباره ترس، دوباره بارون های بهاری، آپریل ماهی که بار اول ناپلئون من دزیرهش رو ترک کرد...
ماهی که من شکستم... دوباره آپریل، دوباره ماه تو..."
¹April
اهوم...همینه...
یک روز بهت میرسم اوژنی..من به چشمهای پاکت قسم خوردم...چشمهایی که خیلی وقته زندگیمن؛
-دزیره کلاری میگفت..
"فکر میکردم بزرگ شدم،ولی ادم تا وقتی واقعا عاشق کسی نباشه؛بزرگ نشده.."
پس من..بخاطرت بزرگ میشم..ابی من...!
تک تک ستاره های اسمون تیره ام خاموش شدن ولی تو هنوز میدرخشی ماه من...
میدرخشی و منو زنده نگه میداری..!
-چیکار کردی با قلب من که با هر تپشاش اسم تو رو میاره ماه ابی من..؟!
ازم نخواه ترکت کنم؛..
وقتی تمام دلیل وجودم توی این دنیای لعنتی تو بودی..!
"من برای پرواز تو هرکاری کردم؛حالا وقتشه تو منو از پرتگاه نجات بدی..!"
"همه به دنبال تغییرند؛ولی من تو رو برای تکرار میخوام..!"
هر بار که نگاهت میکنم،جمله ای اشنا به ذهنم خطور میکند؛
در این سرزمین،
چیزی هست که
ارزش زندگی کردن دارد..!