
«Eternal silence, eternal understanding» روی این ایده میایسته که بعضی فهمها فقط توی سکوت شکل میگیرن، نه توی حرف زدن. سکوت ابدی اینجا میتونه یعنی جایی که توضیح، توجیه، دعوا یا دفاع تموم شده؛ وقتی آدم دیگه چیزی رو به زبان نمیاره چون به یه پذیرش عمیق رسیده. از اون طرف «درک ابدی» نتیجهی همون سکوته. یعنی فهمی که سطحی یا لحظهای نیست، از جنس فهمیه که با تجربه، درد، یا همزیستی طولانی بهدست میاد. نه با کلمه، نه با توضیح، بلکه با بودن...





