خاطره
عکس

امشب هم مثل همیشه، چراغ‌ها را خاموش کردم و به آسمان نگاه کردم. بین تمام ستاره‌ها، یکی از بقیه پرنورتر بود. چند دقیقه فقط نگاهش کردم... بعد با خودم فکر کردم: شاید همین الان، اون یه نفر هم آن طرف شهر، دقیقا به همین ستاره نگاه می‌کند. شاید ما هیچ‌وقت همدیگر را نبینیم، اما هر شب، یک ستاره، قرار مشترکمان می‌شود. از آن شب به بعد، هر وقت دلم می‌گیرد، فقط کافی است سرم را بالا بگیرم. چون می‌دانم... زیر این آسمان، هیچ‌کس کاملا تنها نیست. ✨🌌 🌙 شب بخیر

خاطره
عکس

اون شب وسط کویر، فقط من بودم، سکوت، و یه آسمون پر از ستاره. هرچی بیشتر به آسمون نگاه می‌کردم، بیشتر حس می‌کردم همه‌ی شلوغی‌های ذهنم دارن محو می‌شن. راه شیری درست بالای سرم بود و هر از گاهی یه شهاب از بین ستاره‌ها رد می‌شد. شاید اتفاق خاصی نیفتاد، ولی همون چند ساعت زیر اون آسمون، یکی از قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم شد؛ خاطره‌ای که هر بار یادش می‌افتم، دوباره همون آرامش رو حس می‌کنم.