وضعیت

گیرم از چنگ جان به در ببری گیرم از تن فرار خواهی کرد عقل من هم فدای چشمهایت با جنونم چکار خواهی کرد؟

ای کاش به آخر این جاده که میرسم تو ایستاده باشی نمیدانی دیدنت با خستگی ها چه میکند …

جاده های پاییزی را بامن قدم بزن دستم را بگیر این فصل مرگ برگ نیست رویش من است…