میم
یه روز تو تیمارستان همه داشتن میپریدن بالا پایین، رییس تیمارستان ازشون میپرسه «چه مرگتونه؟» میگن «ما سیب زمینیم داریم سرخ میشیم» میره میبینه یکی نشسته رو زمین.پیش خودش میگه این حتما خوب شده. ازش میپرسه «چرا نشستی؟» میگه «من چسبیدم کف ماهیتابه»

پدر: پسرم هروقت من رو اذیت می کنی یکی از موهای سرم سفید می شه. پسر: پس برای همین بابا بزرگ تمام موهاش سفید شده؟!