در سکوت مدرسهای که روزی با خندهتان زنده بود، حالا جای خالی شما سنگینی میکند. نیمکتها، دفترهای نیمهنوشته و حیاطی که هنوز رد قدمهایتان را در خود دارد، هر روز به ما یادآوری میکنند که رؤیاهای کوچک و روشن شما چقدر زود از ما گرفته شد. اما نامتان همچنان میدرخشد؛ نه فقط در خاطرهها، که در دل ما. شما به ما آموختید ارزش زندگی، امنیت و امید را فراموش نکنیم. ما ادامه میدهیم، مینویسیم، درس میخوانیم و تلاش میکنیم تا صدای ناتمام شما را زنده نگه داریم.
در سکوت سنگین حیاط مدرسه، هنوز صدای خندهتان میان باد میپیچد؛ انگار صندلیهایتان هنوز منتظر برگشتن شما هستند. ما هر روز از کنار جاهایی رد میشویم که رد قدمهای کوچک اما پرامیدتان را در خود نگه داشتهاند. شما رفتهاید، اما دفترهای نیمهتمام، مدادهای تراشخورده، و رؤیاهایی که در دل این دیوارها جا ماندهاند، هنوز با ما حرف میزنند و ما را به یاد فردایی میاندازند که میتوانست برایتان مهربانتر باشد. نام شما برای ما فقط یادآور یک تراژدی نیست؛ یادآور عشق به زندگی، تلاش کودکانه، و قلبهای پاکی است

مامان:دوستای مجازی خیلی بدن واکنش این شاهکار: این اسلایس برای کاربر{گربه با میو}در تستچی ساخته شده

من یه ایرانیم، افکورس که سرسختتر از امتحان نهاییام! من یه ایرانیم، افکورس که چای از خونم هم غلیظتره! من یه ایرانیم، افکورس که با یه «باشه» هزار تا معنی میرسونم! من یه ایرانیم، افکورس که هیچوقت حاضر نیستم آخرین لقمه رو به کسی بدم! من یه ایرانیم، افکورس که وقتی میگم الان میام، یعنی شاید فردا… شاید هم هیچوقت :))) من یه ایرانیم، افکورس که همهچی رو دقیقه ۹۰ انجام میدم اما شاهکار درمیاد!