اما اگر بیانصافی نباشد، سوراخی بود که میتوان گفت میشود آن را به پنجره که نه، آن سوراخ کوچک پل، برای من همچون تماشاخانهای بود که پردهاش کابلهایبرق بود. آری، وقتی سر روی بالشتکمیسخت اما کاربردیام میگذاشتم، آنها را میدیدم. بازیگرانی که حرفهای بودند و بیشک آموزش دیده، آخر برای چنان درامعاشقانهای روی کابلهایبرق این گنجشکان یا قهرمانانبیبدیلصحنه بودند یا قطع به یقین عاشق. ادامه دارد...






