نمیدونم رویاییم یا چی ولی معمولا راجب حسم، آهنگ میخونم( بدون اینکه از جایی دیده باشم) و موقع خوندن وقتی به اطرافم نگاه میکنم، یه استیج میبینم که ستاره اش منم و قسمت ناراحت کننده اش اینه که.......... قرار نیست هیچ وقت واقعا تجربه اش کنم
نمیدونم رویاییم یا چی ولی معمولا راجب حسم، آهنگ میخونم( بدون اینکه از جایی دیده باشم) و موقع خوندن وقتی به اطرافم نگاه میکنم، یه استیج میبینم که ستاره اش منم و قسمت ناراحت کننده اش اینه که.......... قرار نیست هیچ وقت واقعا تجربه اش کنم
کسی نیست درکم کنه کسی نیست بغلم کنه کسی نیست که بگه اشکال نداره باهم درستش میکنیم کسی نیست که بشه تکیه گاهم کسی نیست بهش بگم که خسته ام خسته از زندگی خسته از قوی بودن خسته از هرچی که تو دنیا هست و من بین این همه آدم دورم، چقدر تنهام
میگن توی قیامت، کسی کسی رو نمیشناسه و همه به فکر خودشونن فک میکنم قیامت اسم های دیگه ای هم داشته باشه مثل دنیا، جهان و کرهی زمین
والدینم فکر میکنن نمیتونم دوست پیدا کنم و کسیم که همه ولش کردن ولی نمیدونن این تجربه ها یعنی اینکه خدا با منه!
اونا میگن چقدر غیر اجتماعیم، چقدر ساکتم و گوشه گیر ولی نمیدونن که من یه لول بالاتر ازشونم و چیزایی رو میفهمم که اونا نمیفهمن