توییت
Zani 4 هفته پیش
عکس

روزی یک شاخه گل را به قدری دوست داشتم؛ که به جای چیدنش، رهایش کردم.

توییت
Zani 4 هفته پیش
عکس

"دازای. ازت یک درخواست دارم. خوب زندگی کن. از مافیا خارج شو و به ادما کمک کن. یک شغل شرافتمندانه پیدا کن و با عدالت همراه باش. به عنوان یک ادم خوب، زندگی کن." -اوداساکو

توییت
Zani 4 هفته پیش
عکس

اصلا به درک که خداحافظیش ناراحت‌کننده است، مهم این بود که وقتی دارم از جایی می‌روم، مطمئن باشم که جدی جدی دارم می‌روم. چون اگر حس‌اش نکنی، حتا از خداحافظی هم دردناک‌تر است. —ناطور دشت

توییت
Zani 4 هفته پیش
عکس

و ما گیمر ها میتونیم راجبش غصه بخوریم.

وضعیت
Zani 4 هفته پیش
عکس

نقاشی رندوم ۲ (از قبلی خیلی استقبال قشنگی شد~)

توییت
Zani 4 هفته پیش
عکس

تو میدونی که چطور منو به گریه بندازی؛ وقتی با اون چشم های اقیانوسی به من خیره میشی..!

وضعیت
Zani 4 هفته پیش
عکس

نقاشی های رندومم رو پست میکنم چون چرا که نه؟!..

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

ای لحظات خوش که هنوز از راه نرسیده‌اید، آیا نمی‌شود راه کوتاه‌تری در پیش بگیرید؟ قبل از اینکه دل‌هایمان فرتوت شوند. . .

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

نباید از دیگران، به خاطر پنهان کردن حقیقت، غمگین باشیم. میدونید، خودمون هم گاهی همینکار رو با خودمون میکنیم.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

هر که شود صید عشق کی شود او صید مرگ..؟! چون سپرش مه بود کی رسدش زخم تیر..؟

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

در زندگیتون مثل زانی باشید اون میگه "من از شغلم متنفرم." و با اینحال به نحو احسنت انجامش میده. کارتون رو به بهترین شکل انجام بدید حتی اگه ازش متنفر باشید؛ اینشکلی میتونید از خیلی از رقیب های زندگیتون بیفتید جلو.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

لبخند بلندی بود. لبخندی بزرگ. ‌لبخندی مسخره.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

گاهی هم خیلی بزرگ‌تر از سنم رفتار می‌کنم، خیلی بیش‌تر، ولی آدم‌ها اصلا متوجه نمی‌شوند. آدم‌ها هیچ‌وقت متوجه هیچ‌ چیز نمی‌شوند.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

نگاهم کرد و لبخند زد. لبخند شیرینی داشت. خیلی شیرین. خیلی‌ها لبخندشان هم جعلی است. البته اگر خبرمرگ‌شان، لبخندی هم داشته باشند.

میم
Zani 1 ماه پیش
عکس

من در حال حساب کتاب و استفاده از انتگرال و کسر های تعریف نشده در زیر رادیکال و حساب کردن مسئله با اتحاد چاق و لاغر که چرا اسلایسم رد شده: ‌ ‌ ‌ (راستی بلاخره بیوگرافی رو نوشتم، توی بخش پست.)

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

سوفی از مترسک پرسید.. «تو..عقل داری؟» «معلومه که نه.. مغز من از پوشاله!» سوفی حیرت زده پرسید؛ «پس چطور حرف میزنی؟!» ‌ مترسک اینگونه پاسخ داد؛ «نمیدانم! اما ادم های بسیاری دیدم که بدون فکر، حرف میزنند!»

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

این زمانه واقعا من را به خنده می‌اندازد!.. بر آنان که زندگان عاشق‌اند؛ اما در دام طمع «وابستگی» افتادند!.. ‌ ‌ چه بسا که آنها به زیبا ترین شکل، همچو گل رز در میان کتابی قطور از غم، خشک خواهند شد..!

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

اگر قرار است بعد ها بر سر سنگ قبر من دسته‌گلی بنهی؛ لطفا در دوران زندگانی آن را به من هدیه کن! مطمئن باش که از یک جسد بیشتر خرسند خواهم شد، لبخند گرم‌تری خواهم زد و پاسخ بلندتری به تو خواهم داد.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

تو خورشیدی. تو هیچوقت رنگ شب رو ندیدی؛ با این‌حال، ندای شب رو از پرنده‌های صبحگاه میشنوی. و من ماه نیستم، و نه حتی یک ستاره؛ با این حال در شب بیدار میمونم و برای پرندها آواز میخونم.. ...به انتظار من ننشین.. هیچگاه قرار نیست که از راه برسم.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

سایفرا جمله خیلی قشنگی گفت؛ او گفت: جامعه در رنگ یکسانی جاریست. دروغی میگویم که همه اورا باور کنند؛ زین‌پس، اسم آن به "حقیقت" تغییر میکند!

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

مادام هافمن: "...گریه نکن مارکس.. هر کتابی.. یک پایانی داره.." مارکس: "ولی... ولی من.. این پایان رو دوست ندارم..."

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

لئو: ..بهم بگو؛ کلاین. بهم بگو که کی برمیگردی؟... کلاین: ...من قرار نیست که برگردم؛ عزیزترین شاعر..

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

زین شرمسارم که مجبور شدی که بدون رضایت خود، با من دیدار کنی، آتوسا؛ با این حال.. من همچنان آرزو نمیکنم که مرا از یاد ببری.

توییت
Zani 1 ماه پیش
عکس

عشق یا نفرت؟ هر دو در سود من‌اند! گر عشق ورزی؛ من در قلب تو خواهم ماند.. اما گر نفرت پیشه کنی؟ در ذهنت!..