
Tes yeux sont très beaux. Je crois que c’est pour ça que tu les gardes derrière une vitrine... ________ چشمات خیلی قشنگن. فکر میکنم برای همینه که اونارو پشت ویترین نگه میداری...

Tes yeux sont très beaux. Je crois que c’est pour ça que tu les gardes derrière une vitrine... ________ چشمات خیلی قشنگن. فکر میکنم برای همینه که اونارو پشت ویترین نگه میداری...
"تازه، نمی فهمم چرا گپ زدن زدن کوتاه مؤدبانهتر از حرف نزدن است. جریان مثل كف زدن بعد از هر اجرای هنری است. تا حالا شنیدهاید کسی بعد از یک اجرا دست نزند؟ مردم همیشه کف میزنند چه اجرا خوب باشد چه بد. حتی برای کنسرت سالانه ی بچه های مدرسه ی اوژن فیلد هم تماشاچی ها کف زدند که در واقع معنایی را می رساند. بنابراین آیا آسان تر نیست که آدم کوششی به خرج ندهد و اصلا دست نزند؟ چون هر دو یک معنا دارند..." -عروس دریایی

مراقب باش که چه چیزیو با چه کسی تجربه میکنی ممکنه قدم زدن با ادم اشتباه باعث شه تا ابد از قدم زدن بدت بیاد.

او تو را کشته بود؛ ولی تو انگار طوری هستی که اگر بر مزارت دسته گلی می گذاشت او را میبخشیدی.

او هرگز زیبا به نظر نمی رسید اون شبیه هنر بود و هنر قرار نیست زیبا به نظر برسد قرار است احساسی را در تو ایجاد کند

دوست داشتم برایت هدیه ی قابلتری بخرم! کاش از من جواهرات میخواستی یا پیراهنهایی از گرانبهاترین پارچهها...

گربهها شبانه و مخفیانه لباسهای شما را تنگ میکنند تا فکر کنید وزنتان زیاد شده است.

انتقامی در کار نیست، به گربه ها راجبت گفتم و اونا دیگه قرار نیست بیان سمتت وقتی بهشون "پیس پیس پیس" میکنی.

تا حالا شده که غذاتو توی مایکروویو گرم کنی و ببینی که فقط ظرفش گرم شده و خود غذا سرد مونده اما همچنان به خوردنش ادامه میدی چون زندگی کاملا بی معنیه، آشفتگی بر همه چیز حاکمه و سرانجام کائنات نیستی و نابودیه؟