
فاز نویسنده گرفتم در واق- خب نگاه کنید می خوام یه داستان بنویسم که اول شخصیت هاشو تو به پست میزارم اگه یکم لایکاش خوب بشه یا بهتر بشه مینویسمش یه تیکه از داستانم میزارم ( اصلا اسپویل کار نیستم 🦦) : در چشمان سبز رنگ او نگاهی می اندازم زیبایی خاصتی دارد نه نه نه! نمی خواهم عاشق بشوم برای چه؟ مطمعنم که یک حس زود گذر است ( یکمشه یه دیالوگه تقریبا🦦)
یه خاطره ریز هم بگیم ما دیروز رفته بودم آرایشگاه رنگ بزارم رو موهام بعد از کاراش که اومدیم چک کنیم دیدیم طوسی شده رنگ خودش نیست ( کاروانی می خواستم رنگ کنم) بعد از شستشو قهوه ای کم رنگ شد 🦦🫴 کسی فهمید چه رنگی شد به منم بگه
خودم هم خود قدیمیم رو گم کردم چطوری اونموقع اونقدر برون گرا و خوشحال بودم؟ خبب شاید بگید مثلا اونموقع اینطوری نبودیم تو این وضعیت نبودیم ولی وضعیت من فرقی نکرده که انقدر تغییر کردم

مثل همیشه نگاهی به خود جدید می اندازم ایا من همیشه اینگونه بودم؟ خیر معلوم است خیر من را اینگونه کردند....

اگه باهاش دعوات شد بهش نگو بد سلیقه مسخرت می کنن چون اون کسیه که Billie Eilish گوش میده چالش کاربر : Michael@

چطور انتظار داری یه خیال پرداز هر یک ثانیه برای یک اتفاق ۲۲۷۸۲۹۷۲۸۲۸۲۷۲۷۹ تا رویا نپردازه؟
یادم رفته چالش کدوم کاربره اما خب 👍 اون کیه که همه جا هست سال اخر تجربیه بیشتر هم در چارسو دیده شده کیه؟🗿