وضعیت

رفتم یجا مصاحبه ی کاری یارو یه لپتاپ بهم داد گفت"اینو بفروش" منم لپتاپ رو زدم زیر بغلم فرار کردم. زنگ زد بهم اول پند تا فوحش داد بعد دید چیزی نمیگم گفت"داداش ناموسا لپتاپ رو برگردون" گفتم" قابلتو نداره میشه ۱ میلیارد" ولی اخر سر برش گردوندم اونام بهم کار ندادن