
مالفوی هد: من از این موشا میخام پاتر هد : چرا ؟!؟! مالفوی هد: ام دیگه دیگه من : به نظرت تبدیل به دراکو میشه مالفوی هد : نمی دونم شاید من : خدا کنه ملکه تو هیچی شانس نداشتیم این یکی رو شانس بیاریم

مالفوی هد: من از این موشا میخام پاتر هد : چرا ؟!؟! مالفوی هد: ام دیگه دیگه من : به نظرت تبدیل به دراکو میشه مالفوی هد : نمی دونم شاید من : خدا کنه ملکه تو هیچی شانس نداشتیم این یکی رو شانس بیاریم
یه روز یه بابایی میره بانک و به کارمند بانک میگه: «آقا من یه میلیون تومن پول دارم، میخوام بگذارم بانک، ولی یه شرط دارم!» کارمند: «بفرمایید، چه شرطی؟» بابا: «شرطم اینه که هر وقت اومدم پولمو بگیرم، حتما یه نون سنگک تازه هم بهم بدید!» کارمند بانک که گیج شده بود، میگه: «آقا ما بانک هستیم، نون سنگک نداریم!» بابا: «خب پس پولمو پس بدید، من میرم از جای دیگه قرض میگیرم که حداقل نون سنگکش رو بهم بدن!»
یه روز یه خانم پولداری میره آرایشگاه و به آرایشگر میگه: «میخوام موهامو طوری کوتاه کنی که وقتی میرم بیرون، همه بگن عجب موهای شیکی! هر چقدر هم بخواد پولش بشه، برات واریز میکنم.» آرایشگره با دقت شروع به کار میکنه. بعد از یک ساعت خانم پولداره توی آینه نگاه میکنه و میبینه موهاش کاملا تراشیده شده و کچل شده! با عصبانیت فریاد میزنه: «این چه وضعشه؟! من که نگفتم کچل کن!» آرایشگره با خونسردی میگه: «ببخشید خانم، شما گفتید هر چقدر بخواد پولش بشه، واریز میکنم. منم الان رفتم توی حساب بانکیتون، دیدم