خاطره
پارت۲🥳🥳🥳 با دختر همسایمون که۱۷ سالشه مثل جوجه اردک افتادن دنبالمون تا اونا هم قورباغه بگیرن😐😐😐 شما فرضش رو بکنین... خداحافظ توی افتحانا موفق باشیددد
پارت۲🥳🥳🥳 با دختر همسایمون که۱۷ سالشه مثل جوجه اردک افتادن دنبالمون تا اونا هم قورباغه بگیرن😐😐😐 شما فرضش رو بکنین... خداحافظ توی افتحانا موفق باشیددد
رفتیم شمال🥳🥳🥳🥳🥳من با۱۱ سال سن یکبارم سوار قطار یا هوامیما نشدم و اول مهر اولین بارم بود میرفتم شمال🤣🤣 اونجا رفتیم با همسایه پایینیمون که کلی هم انگار اصلا خانواده هستیم... بعدش ی دختره دارن رفیق فاب منه رفتیم برکه نهار اونجا بخوریم شبنم فراووون... بعدش ی مسقال چادر داشتیما.. تو هم لولیدیمو نهارو خوردیمو بعدش برکه پرررر قورباغه بود که ماهم بی عقلی کردیم و دوتا لیوان یکبار مصرف برداشتیمو قورباغه گیری😐😐😐آخرشم هیچی گیرمون نیومد. خواهرمم خل و چل تر از من که۱۶ سالشه حالا بقیش پارت۲