وقتی داشتن فیلم دینامیت رو ضبط میکردن ما رفته بودیم خونه مامان بزرگم و اونجا مونده بودیم بعد خونه مامان بزرگم دقیقا توی همون کوچه ای بود که داشتن فیلم ضبط میکردن و چون اونجا جا پارک نبود کسی که پژمان جمیشیدی رو اورده بود ماشینش رو جلوی در پارکینگ مامان بزرگم اینا پارک کرده بود و ما هم میخواستیم بریم بیرون ولی به خاطر ماشینه نمیتونستیم خلاصه که بابا بزرگم همینجوری تو کوچه داشتن داد میزدن این ماشین برا کیه بعدش این کارمندا و پژمان جمشیدی اومدن عذر خواهی کردن ولی من نمیفهمیدم اینا کین (حسرت-)
یادمه وقتی ۶ سالم بود داداشام خیلییی اذیتم می کردن و همش میگفتن دخترا لو.سن و تر.سون و از این حرفا خلاصه منم عصبانی شدم ولی چیزی نگفتم رفتم یه دونه عنکبوت رو گذاشتم رو دستم (برای بچه شیش ساله خیلی سخته همچین کاری ) بعد رفتم سراغشون اینا هم هی فرار می کردن منم هی میگفتم کی لوس.ه ؟ کی ترس.وئه ؟ هنوز که هنوزه به خودم افتخار میکنم