
درزنـــدگی زخمهـــایی هـــست کـــه مثـــل خـــوره در انـــزوا روح را آهـــسته میخورد و میتراشد. این درد ها را نمیشود به کسی اظهار کرد،چون عمومـا عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند؛ و اگر کسی بگوید یابنویسد، مردم برسـبیل عقایـد جـاری و عقایــد خودشــان ســعی مــیکننــد آنــرابــا لبخنــد شــکاکو تمــسخرآمیز تلقــی بکننــد؛زیــرا بــشر هنــوز چــاره و دوائــی بــرایش پیــدا نکــرده.. «بوف کور»

«میگفت من از مرگ نمیترسم. نمیدانم، شاید راست میگفت. مهم انتخاب لحظهای میان مرگ و زندگی نیست، مهم تاب آوردن است، آن هم به مدت طولانی.» - آینههای دردار؛ هوشنگ گلشیری.

چه سنگدل است سیری که گرسنهای را نصیحت میکند تا درد گرسنگی را تحمل کند. - جبران خلیل جبران