
#ما_قول_می_دهیم_از_هر_گونه_بحث_سیاسی_خودداری_کنیم_لطفا_قابلیت_چت_با_دوستان_را_برگردانید
دیشب رفته بودیم کلاس سرود بعد قرار بود با یکی از دوستام تخمه بیاریم غیبت کنیم، تازه جاتون خالی به اندازه یه محله نذری هم شام دادن، بعد از شام من سرویسم بیرون بود باید میومدم در حالی که دوستم با چند نفر دیگه دور هم گرد نشسته بودن تخمه میخوردن و غیبت میکردن و خلاصه خیلی جمع غیبت داغ گرفته بود، من رفتم خونه😐😐

ولی به نظرم یکی از ویلنای ساده و خوب گارو بود، زندگیش تونست کاملا اهمیت یه سری مشکلات مدرسه ای و حتی چیزی که یک بچه از یه کارتون ابر قهرمانی میخواد رو به ما نشون بده. این موضوع میتونه واقعی باشه و حالا شاید اون بچه های واقعی در اینده با سایتاما نجنگن و سیاره نابود نکنن ولی میتونن دست به کارای وحشتناکی بزنن

این خاطره بیشتر میتونه به ایندم باشه که حتی با اینکه گوشی و تبلتمو بقیه به زور از دستم نگرفتن ترجبح میدم بجای کار با گوشی بیشتر وقتمو با نوشتن، نقاشی و طراحی و بوم کشیدن بگذرونم