میم
رزا بانو 1 ماه پیش
عکس

میمون که نه ولی جغد رو هستم..👍👍 [راستی دییدییین کامنتاااا باززز شدهههههه ؟؟]

میم
رزا بانو 2 ماه پیش
عکس

حتی بچه های اونور کلاس هم پیامای اونو کپی میکنن میفرستن... [سر همین قضیه، جواب یه سوال رو بچه ها تو گروه چتمون به جواب غلط رسیدن و همه اونو کپی کردن فرستادن. وقتی فهمیدن غلط بوده حدودا نصف کلاس فهمیدن که چه فاجعه‌ای شده و بعدش همه پیاماشونو پاک کردن و دوباره درستش رو فرستادن🙂😃😃 خلاصه که یه قدم تا لو رفتن فاصله داشتیم..]

میم
رزا بانو 2 ماه پیش
عکس

نه چشام عالی میبین_

توییت
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

یونگی تو لایوی که برای تولدش اومد درباره ی ماه رمضون صحبت کرد: 🐱بعضی‌ها هستن که ماه رمضان رو رعایت میکنن و روزه میگیرن تا جایی که میدونم توی رمضان بعد از غروب افتاب میشه غذا خورد درسته؟! اولین وعده غذایی من هم بعد از غروب افتابه. [😭😭😭😭]

توییت
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

با عرض معذرت به تهیونگ که متن کل صورتش رو پوشش داد..💐💐

میم
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

همیشه هم روز اول کل استخونا خورده میشه تهش همش گوشت سینه(بدون آب‌خورشت)میمونه...

میم
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

ممد تیرت به سنگ خورد 💘💘

توییت
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

تولد پیشی‌مون پیشاپیش مبارک 💕💕 [احساسم وقتی که میدونم اسلایسام دیر منتشر میشن پس زودتر میزارمشون : 😏😏 (مطمئنم بازم قرار نیست به موقع منتشر بشه ولی خب...)]

میم
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

آخه آدم عاقل سر به سر انسان گرسنه، اونم یکی مثل من میزاره ؟

میم
رزا بانو 3 ماه پیش
عکس

پدر چرا هرچی میشه گوشی بیچاره ی منو گروگان میگیری..؟

میم
رزا بانو 4 ماه پیش
عکس

آخه متن از این طولانی‌تر ؟

میم
رزا بانو 5 ماه پیش
عکس

اینکه من و عکس به هم ربط ندارن تقصیر من نیست تقصیر نتاست...

توییت
رزا بانو 5 ماه پیش
عکس

هندوانه ی چشمک زن؛ اون گیول

میم
رزا بانو 5 ماه پیش
عکس

نه بابا من که اصلا یاد چیزی نیوفتاد_

میم
رزا بانو 5 ماه پیش
عکس

دیگه چی بگم متن از این طولانی تر ؟؟

میم
رزا بانو 6 ماه پیش
عکس

نه بابا کی گفته معتاد چایی‌ا_

میم
رزا بانو 6 ماه پیش
عکس

بیا یه طوری به امتحانا کامبک بزنیم که برگای معلما بریزه....

میم
رزا بانو 6 ماه پیش
عکس

من حالم عال_

توییت
رزا بانو 6 ماه پیش
عکس

بنگچان و چانگبین رفتند که جایزه Best Producer گروه 3RACHA رو در Asia Artist Awards 2025 بگیرند، ولی هان نبود. هان با مینهو رفته بود دستشویی😂، ولی دوید برگشت و آخرش تونست حرفاشو بزنه.

خاطره
رزا بانو 7 ماه پیش

یه زمانی بود که یه شاعر تو روستای مامانم بود و از طایفه ی شام بود.. بعد این شاعر همینجوری تو یه شعرش یه شوخی با طایفه ی مامانم کرد.. حالا همه اینو به شوخی گرفتن ولی دایی مامانم عصبانی شد و اون لحظه یه شعر گفت "الا یا ایها شامی تو را من میشناسم پشت در پشت که جدت کربلا مولایمان کشت"[یزید اهل شام بود] و خب این تو کل روستا پیچید و اون شاعر وقتی که شنید خجالت کشید ولی خب دایی مامانم معلم ریاضی بود و از روی عصبانیت گفت و این شعره حدود ۶۰ بیت و یه حالت قصیده داشت.. ما در گذشته هم خافان بودیم🤙