جوک من اگه سوسک بودم سعی میکردم با اولین ضربه ی دمپایی بمیرم، چون ضربه های بعدی به صورت پلکانی محکم تر و همراه با فحش های بیشتر و بدتریه 😃
جوک من اگه سوسک بودم سعی میکردم با اولین ضربه ی دمپایی بمیرم، چون ضربه های بعدی به صورت پلکانی محکم تر و همراه با فحش های بیشتر و بدتریه 😃
فکر اشتباهی است که آدم برای اینکه گرسنه نشود، سحری زیاد بخورد و غذا را در کوهانهایش ذخیره کند. البته این نظریه مال بعد از خوردن سحری است و قبل از خوردن سحری، دوباره اعتبارش را از دست میدهد بریده ای از کتاب ابنبات پسته ای
بیبی و صغراباجی نمیدانستند آیسییو کجاست. برای همین، من که نمرۀ زبانم امسالم خوب شده بود، توضیح دادم ترجمهاش یعنی «من شما را میبینم» و احتمالا جایی است که او میتواند دیگران را ببیند؛ اما بقیه نمیتوانند او را ببینند. با این جمله، رنگ و روی بیبی بیشتر پرید بریده ای از کتاب ابنبات پسته ای
«ببین پسرجان، درسته که مجردی خوبیهایی داره که متأهلی نداره؛ ولی متأهلی هم عیبایی داره که مجردی نداره. تازه، آدمیزاد هر چی مکشه از همین عشق و عاشقیه. خا آدم عاقل عاشق مشه؟!» بریده ای از کتاب ابنبات پسته ای

عهههه کی از من عکس گرفته ؟ خواهشا خواهشا زود غذاتون رو بخورین و تشکر کنین چون من مطمئنم یکی منتظره که شما بگین دستتون درد نکنه که پشت بندش اون هم بگه هعی... .
دیروز یه گلابی از رو درخت افتاد رو سرم، خوردمش. فقط به خاطر شما نمیخواستم یه قانون دیگه به فیزیک اضافه کنم 😁 آخرین گفتههای نیوتن قبل از مرگش
ااااااای بر کسانی که ... شیر حموم رو روی وضعیت دوش میبندن و از حموم خارج میشن!
اولین نفر از کجا فهمید که پرندهها از «کیشته» گربهها از «پیشته» و سگها از «چخه» میترسن؟ فکر اینکه تکتک کلمات رو امتحان کرده تا بالاخره کلمهای که باعث ترسوندنشون شده رو پیدا کرده، داره دیوونهم میکنه.😑
💗شماره حساب دلتون رو نداشتم تا شادی ها رو براتون واریز کنم ... 🌸 💗رمزش رو هم نداشتم تا لااقل غمهاتون رو برداشت کنم 🌸 💗ولی از خود پرداز دلم براتون آرزو کردم! چرخ گردون ، چه بخندد ، چه نخندد ، تو بخندی 🌸 مشکلی ، گر تو را ، راه ببندد ، تو بخندی 🌸 غصه ها ، فانی و باقی ، همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد ، تو بخندی 🌸 روزتون شاد و قشنگ...💐😂😂😂😂
میخوام با یه حقیقت تلخ روبهروتون کنم 👇 عصبانی شدن و از کوره در رفتن و داد زدن نشونه قدرت نیست... هر چقدر بیشتر داد بزنین، طرف مقابل به ضعف شما پی می بره و کمتر حرف شما رو گوش میکنه 🙃 تا اکتشافی دیگربدرود
حس میکنم مامانم با سوالایی که راجع به گوشیش میپرسه، داره انتقام سوالای بی مورد بچگیمو ازم میگیره یعنی چی که اگه گوشیمو عوض کنم اینستا بازم فیلتره؟؟؟😅
خبر بد برای والدین مخصوصا مامانا چند روز دیگه جام جهانیه، ساعت بازیا هم همگی ۱۲ شب به بعد.. 😴
یه چیز عجیبی این روزها مد شده.پسر و دختر هنوز دو قدم از آشناییشان نگذشته، ولی طوری با هم حرف میزنند که آدم فکر میکند سی سال است توی کارتونهای دوبلهشده زندگی میکنند.دختر میگوید:«چطوری عجقم؟»بعد انتظار داری طرف حداقل یک جواب انسانی بدهد. ولی نه… آن طرف میگوید:«قربونت عجقم!»آدم نگاه میکند میبیند برادر عزیز، قد و هیکلش شبیه یک کامیون کمپرسی است، ریشش هم در حد یک قالی دستباف تبریز تراکم دارد، بعد دارد با لحن بچهگربهی سههفتهای حرف میزنه!نکنین

وقتی خانم میگه که صفحه ات رو به اشتراک بذار و فایل منو اپلود کن واکنش منی که دارم فیلم می بینم و اصلا نمیدونم خانم کجاست؟
وقتی همیشه فیلما رو با دو ایکس می بینی و وقتی از فیلم میای بیرون با خودت میگی:دنیا چقدر ارومه
ای یاران، اگر دیدید در برگه سؤال فرمولی که هرگز نشنیدیم به حال، آرام بمانید و به تقدیر بخندید، شاید که مراقب دلش آمد… و بخشید. گر نمره نیامد به مراد دل ما، ناممان بماند به فهرست فنا: «شهدای بزرگ امتحانات حضوری» با مغز سفید و قلب هایی از صبوری امتحانات یزد هم حضوری شد !
کتاب و رمان خوندن به شما اجازه میده که از دریچه نگاه یه قاتل بالفطره، یک کارگر روس در شوروی، یک شاعر سرخورده، زن کشاورز سنتی ایرانی که شوهرش یک روز صبح ناپدید شده و یا حتی یک دختر معمولی که هر روز یک مسیر رو پیاده میره و از تکراری شدن روزها خسته شده، به زندگی نگاه کنین!
وقتی دو نفر با هم آشنا میشوند، به بهانه اینکه نباید هیچ ناگفتهای بین آن دو وجود داشته باشد، همه رازهای دیگران را به هم میگویند تا رازهای خودشان را نگویند. بریده ای از کتا ب آبنبات لیمویی
صدای ضبط را بلند کردم: ــ امشب شب مهتابه حبیبم رو میخوام ... حبیبم اگر خوابه ... ابی غلتی زد و گفت: «چی خوشاشتهایه! معلوم نیست مهتاب مخواد، حبیب مخواد، طبیب مخواد، مریض مخواد ... بهش فشار آمده. هر کس سر راهش باشه ر مخواد بریده ای از کتاب ابنبات لیمویی