
ولی خدایی منم هرچی بزرگ میشم از صورتی متنفر میشم اما زیباییی آش را میبینم نمیتونم جلو خودم را بگیرم ولی این درست نیست صورتی رنگ خوشگلیه

بچها یادتونه گفتم چهار ماه دیگه تولدمه الان یک ماه مونده و تازه الان باید مال خواهر/ بردارم را بشمارم چون پاییز به دنیا میاد😁😆

بچها من میتوانم چالش بیارم ولی بگزارین یک چیزی براتون بگم در طرف گفتن باید عکسی بگزارین که چه چیزی دوست دارید بگید منشور وقت شغل و در طرف انجام دادن چه چیزی چیزی را میخواهید انجام بدین و به چه چیزی فکر میکنید و به چه چیزی باور دارید و در آخر بنویسید چالش کاربر هانا🍡🍭
یه عصر زمستونی، برق خونهمون رفت. همهجا تاریک شد و فقط نور شمع کوچیکی روی میز میلرزید. اولش همه غر میزدیم، اما کمکم شروع کردیم به حرف زدن؛ از خاطرههای قدیمی، از آرزوهایی که هیچوقت نگفته بودیم. صدای خندههامون توی تاریکی میپیچید و انگار زمان آهستهتر میگذشت. وقتی برق برگشت، هیچکدوممون خوشحال نشدیم. چون فهمیدیم اون چند ساعت تاریکی، روشنترین لحظهی کنار هم بودنمون بوده. یکی بهترین خاطراتم
یک شب زمستانی تا دیروقت بیدار بودم که صدای کشیده شدن صندلی از آشپزخانه آمد. خانه کاملا ساکت بود و صدا دوباره تکرار شد. با دلنگرانی رفتم ببینم چه خبر است. چراغ را که روشن کردم، دیدم یک گربه از پنجره نیمهباز وارد شده و خیلی جدی روی صندلی نشسته است؛ انگار منتظر شام باشد! ادامه دارد…

یک اتاق زیبای کارتونی اگه انشاالله کامنتا باز شه اگه درخواست بدین بقیه عضو از مال خانه که کیوت هستند را در اسلاید میزارم

بچه هر فکر کنید یک درخواست ویژه به پستوتون دادید بعدش ممد دستش یک هم میخوره ویژه میشه چون حواسش نبوده خدایی این شانس باحال نیست؟ تا حالا براتون اتفاق افتاده بنظر من اگه دستاتون یا هرچی که علمی نبود شاید اتفاقی بود🤔🤣🤨