وضعیت

خلاصه ای از داستانی که میزارمش «زندگییکهیولا» من وقتی شش سالم بود رها شدم، طرد شدم و تبدیل به یک هیولا شدم؛اما راه زیادی و طی کردم تا به یک هیولای واقعی تبدیل بشم... . دلایل متفاوتی وجود داره که شمارو تبدیل به یک هیولا کنه اما دلیل من خود آدم هایی هستند که دیروز خودشون این هیولا به وجود آوردن و امروز از این هیولا میترسند!همچنین راه دادن کسی به قلبت که حالا منجمد شده مثل اینه که بخوای جس.دی رو از تابوت بیرون بکشی...اما غیر ممکن نیست! خیلی خوشحال میشم نظرتون رو راجع بهش بدونم! 🕸