
در بهترین حالت، مردم چیزی در مورد شیمیکوچولوی زیبای من نمیدانند. با نگاههای بیاحساس، مملو از سرزنش و آمیخته با تعجبی ساختگی میپرسند: «واقعا شیمی به چه دردی میخورد؟» گاهی دوست دارم سرشان فریاد بزنم: «همهچیز! شیمی همهچیز است!» برای مثال، مزهی بینظیر غذاها یکی از اولین مواجهههای من با شیمی بود- پدرم علاوهبر اینکه شیمیدانی فوقالعاده است، آشپزی عالی است. به من میگفت: «تمام شیمیدانها آشپزهای خوبی هم هستند. اگر نمیتوانید آشپزی کنید، شیمیدان خوبی نیستید.

گاهی حس میکنم مادر کودک زشتی به نام شیمی هستم که فقط در نگاه من زیباست و سایرین او را شیطانی، سمی و مصنوعی میبینند. کودک زشتی که در دوران مدرسه حتی تحملکردنش تا پایان کلاس نیز کاری طاقاتفرسا و تنفرانگیز بوده است. متقاعدکردن دیگران به اینکه شیمیکوچولوی من چقدر زیباست، درنوع خود یک علم است. پارت یک کتاب : شیمی برای صبحانه

اسلایس کاربر 𝓘𝓽𝓼✮ᴀɴɪ که با اجازه خودش گذاشتم🙏🏻 یه روزایی هست که هیچوقت از ذهن آدم پاک نمیشه. کلاس علوم ، جزو یکی از همون روزا بود. کلاس علوم ما که همیشه پر از سوال و جواب و هیجان بود، اون روز فقط سکوت بود و نگاه های ترسیده. دبیر علوم هم با چهرهای نگران، سعی میکرد درس رو ادامه بده، ولی انگار دیگه هیچچیز مثل قبل نبود. حتی اگه آخر سال تحصیلی نبود، اون روز حس پایان رو داشت. پایان اون روزای پر از خنده، بازی، و خیالپردازیهای ساده. غم اون روز هنوز هنوز هم تو دلمه🖤

یکی از اون فیلمهاییه که هیچوقت از دیدنش خسته نمیشم. داستانش قشنگه، شخصیتها دوستداشتنیان و یه حس خوب خاص داره که تا مدتها توی ذهن آدم میمونه. هر بار میبینمش دوباره همونقدر برام جذابه. 💛 شخصیت مورد علاقه ی من: اولگا فرانکو❤

چالش کاربر ✨: 𝐀𝐭𝐥𝐚𝐬 (البته الانم هستن 🫢 مخصوصا ماشا چون منو یاد بچگی های خودم میندازه)

دوستان با پینات 🥜 آشنا بشین. (از دامپزشکی اومده حوصله نداره ازش عکس خوب بگیرم 🫢)

گاهی وقتها، دل آدم میگیره، انگار تمام دنیا دست به یکی کرده تا غمگینت کنه. ولی همین که یه لبخند کوچیک رو لب بیاری، انگار یه نوری تو دلت روشن میشه. اون لبخند، حتی اگه از ته دل نباشه، میتونه یه سپر باشه جلوی غصهها. هر چقدر دلت پر از درده، مهم اینه که اجازه ندی این درد، تو رو از پا دربیاره. زندگی همینه؛ گاهی ابریه و گاهی آفتابی. تو سعی کن همیشه یه امیدی رو تو دلت زنده نگه داری . پس لبخند بزن، حتی اگه سخته. این لبخند، خودش یه دنیا قدرت داره🌱
شتر ها و کلاغ ها چهره ی انسانها را تشخیص میدهند و کینه ی آنهایی را که ازشان بدشان می آیند به دل میگیرند و در زمان مناسب به آن فرد حمله مى كنند و تا مى توانند او را ميزنند...🤡

آدم باید یه خونه تو خیالش داشته باشه🌱 یه خونه ی مثلا جنگلی ! که بدونی همیشه سرجاش هست ، فقط کافیه چشمات رو ببندی و تمام ... واردش شی ، برای خودت چای دم کنی با عطر هل و دارچین ! بعدش بری صفحه گردان مورد علاقت رو انتخاب کنی ، بذاری توی گرامافون گوشه ی سالن تا پخش بشه... پرده هارو کنار بزنی و نور همه جارو روشن کنه ! سری به گلدون هات بزنی بعدش چایی ات رو برداری بشینی کنار پنجره و خودت رو به یک آرامش خیلی عمیق دعوت کنی ! آرامشی که برای یک عمر بی حوصلگی کافیست ...!

دلم میخواهد به آغوش طبیعت پناه ببرم، زیر سایه درختی بنشینم و اشک بریزم، بیآنکه کسی مرا ببیند یا از من بپرسد چرا❤🩹