یه بار دیگه تو یه کافه در استکهلم، خدایی رو دیدم که داشت به شدت سیگار میکشید و شمشیری داشت که انگار هیچ وقت خفه نمیشد. (آزمونهای آپولو جلد اول پیشگویی پنهان) (کسایی که مگنس چیس خوندن آشنا نمیاد؟) (انصافا سیگار رو نمیدونم چون واقعا به فریر نمیاد سیگار بکشه ولی شمشیری که خفه نمیشه)















