وضعیت
اسکای 3 هفته پیش

یه بار دیگه تو یه کافه در استکهلم، خدایی رو دیدم که داشت به شدت سیگار می‌کشید و شمشیری داشت که انگار هیچ وقت خفه نمی‌شد. (آزمون‌های آپولو جلد اول پیشگویی پنهان) (کسایی که مگنس چیس خوندن آشنا نمیاد؟) (انصافا سیگار رو نمی‌دونم چون واقعا به فریر نمیاد سیگار بکشه ولی شمشیری که خفه نمیشه)

وضعیت
اسکای 1 ماه پیش
عکس

زندگی رویایی اینجوریه که مدرسه بری هاگوارتز تابستون اردوگاه دورگه‌ها سربازی و دانشگاه اردوگاه ژوپیتر و روم جدید وقتی هم که مردی بری والهالا

وضعیت
اسکای 1 ماه پیش
عکس

شاید مامان بابامون زنگ میزدن میگفتن مل‌مل پخش کنن تا ما پاشیم بریم درس بخونیم

وضعیت
اسکای 1 ماه پیش
عکس

فیلم‌های مارول مأموران شیلد دوران کهن (یک زمانی شبکه چهار میذاشت) خانه کاغذی کتاب‌های ریک ریوردن (پرسی جکسون، قهرمانان المپ، وقایع نگاری کین، نیمه خدایان و جادوگران، مگنس چیس، آزمون‌های آپولو) بارتیمیوس داس مرگ سرینیتی مدرسه عالی شرارت سرگذشت نارنیا

میم
اسکای 1 ماه پیش
عکس

تصور پرسی از (هرگونه) سفر هوایی: با آذرخش زئوس کباب میشم (احتمالا خودتون حدس زدیم پرسی جکسون رو میگم از کتاب پرسی جکسون)

توییت
اسکای 1 ماه پیش
عکس

قیافه هادس وقتی پرسی جکسون هی می‌رفت دنیای زیرین و زنده برمیگشت (خیلی وقت بود میخواستم اینو بزارم عکس نداشتم)

وضعیت
اسکای 1 ماه پیش
عکس

شاید بیشتر مشتری‌هاش ساتیر هستن غذا و ظرف غذا رو با هم می‌خورن (گراور همیشه درحال خوردن قوطی حلبی و مبل‌های لوکس و بشقاب‌ها بود عملا هرچیز غیر جانداری رو می‌خورد)

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

فهمیدم این شبیه چیه شبیه شروری که آخر داستان داره خنده شیطانیش رو می‌کنه که یک دفعه قهرمان داستان (یا یک یارو دیگه) از آسمون صاف میافته روش و پیلیچش می‌کنه (پیلیچش می‌کنه یعنی لهش می‌کنه البته نه به معنای استعاری)

توییت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

ولی کاش سوروس با آدمای بهتری می‌گشت

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش

بعضی وقتا هست انقدر به اسم کوچیک شده یا لقب یک شخصیت عادت می‌کنی که وقتی اسم کاملش رو می‌شنوی با اینکه شاید اصلا هم غیر منطقی نباشه تعجب می‌کنی مثلا: همه به فیتز میگفتن فیتز (حتی سیمنز) که اسم فامیلش بود اسم کوچیکش لئوپولد بود مک اسم کاملش (حتی اگه کامل نه کاملتر) آلفونسو مکنزی بود فیل کولسن اسمش فیلیپ جی کولسن بود یویو اسمش النا رودریگز بود بابی هم اسمش باربارا مورس بود (همه اسم‌ها از مأموران شیلد بود ولی فکر کنم منظور رو رسوند)

میم
اسکای 2 ماه پیش
عکس

وقتی هیچی جواب نمی‌ده ولی منت‌کشی جواب میده

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش

دلم برای مادها میسوزه که اینقدر تو حاشیه و سایه هخامنشیان فرو رفتن

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش

وقتی دوست جدید پیدا کردم (تو مجازی) ولی بلد نیستم حرف بزنم

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

یادتونه یک بار گفته بودم این چقدر لوکیه؟ حالا میگم این یکی چقدر زئوسه (تو کتاب پرسی جکسون و قهرمانان المپ) اتفاقا همون موقع‌ها بود که داشتم فکر میکردم زئوس پارانوئیدی هستش، ثور یکم کند ذهنه، هایمدال بیخیاله، هفاستوس منزوی و چند نفر دیگه هم بودن خلاصه (همه اینا منظورم توی کتاب‌های ریک ریوردن بودن)

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش

چند روزه می‌خوام درس بخونم ولی کتاب قهرمانان المپ جلد چهارم رو دارم میخونم و به جاهایی که دوست دارم و جالبه رسیده (با اینکه قبلا چندبار خوندمش) نمیتونم درس بخونم

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

وقتی با اساطیر یونان آشنایی داری همین وضعه چه برسه که باهاشون زندگی کنی (بات رد نکن. نه به عنوان توییت نه به عنوان وضعیت تأیید نشد اگه این تأیید نشده دیگه نمی‌دونم باید چی بگم)

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

البته اوتگارد لوکی دقیقا شرور داستان نبود به نفع خودش کار میکرد جایی که به نفعش بود کمک میکرد (مثلا کمک خلبان‌ها رو تسخیر میکرد) جایی که به نفعش نبود کاری نمی‌کرد ولی معلوم بود می‌تونه دشمن خطرناکی باشه (یک سوال این چالش درباره شرورها بود یا شخصیت‌های فرعی هم حساب میشن چون شخصیت فرعی زیاد دارم که دوست دارم بنویسم)

توییت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

واکنش آرتمیس تو پرسی جکسون که با ظاهر دختر دوازده ساله حاضر میشد (ولی آرتمیس یکی از بهترین و متعهدترین ایزدان بود تو همه کتاب‌های ریک ریوردن میشه گفت مثلش پیدا نمیشد هم قسمت رومی آرتمیس دیانا هم قسمت یونانی خود آرتمیس)

توییت
اسکای 2 ماه پیش

سرانجام آنها توسط یک تیتان دربان به نام باب که موهایی انیشتینی، چشمان نقره‌ای، و توانایی‌های شرورانه جارو کردن داشت نجات یافته بودند. مطمئنا. چرا نه؟ (از کتاب قهرمانان المپ جلد چهارم خانه هادس) (این بابه تیتان دوست داشتنی ما)

توییت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

حقیقتش اینه که از منظر هر کدوم نگاه کنی میبینی حق داره هم شرور داستان هم قهرمانش درباره هرکدوم فکر کنی میبینی برای کاری که می‌کنه حق داره

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش

یکی از خوبی‌های کتاب خوندن اینه که قدر چیزایی که داری رو می‌دونی مثلا با خوندن همین کتاب مگنس چیس می‌فهمیم که هرچقدر هم که خانوادمون بهمون گیر بدن و از اینجور حرفا بازم عمرا به پای آقای آلدرمن پدر هارت نمی‌رسن

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش

می‌دونم که هرکدوم از شخصیت‌ها مشکلات خودشون رو دارن ولی انگار کتاب مگنس چیس (درکنار داستان) داستان پدرهای بد هم بود اینجوری که یا نباید پدر داشته باشی یا بدش رو داشته باشی اون از لوکی که پدر شرارت بود اون از پدر الکس (الکس پدر بدی داشت ولی پدربزرگش خوب بود) اون از فریر پدر مگنس که تا وقتی نمرده بود نمیدونست کیه و ندیده بودش اون ملوری کین که معلوم شد خیلی پدر خوبی نبوده اون هم از پدر هارت که دست لوکی پدر شرارت رو از پشت بسته بود یک پدر بلیتز انگار خوب بود که اون هم مرده بود #به-پدر-خوب-نیازمندیم

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

و اینگونه بود که این تصویر تار از قبل هم بیشتر تار شد

وضعیت
اسکای 2 ماه پیش
عکس

وقتی فانتزی و ماجراجویی می‌خونی و دم به دقیقه یکی یه چیزیش میشه