توییت
عکس

🌸خوشحالم دوباره میبینمتون خوشگلا🌸

توییت
عکس

💔یه شعر دیگه که خودم گفتم💔 سوگند خوردم که بی تو نفس نکشم، اما این سینه می‌زند هنوز، چه بی‌غیرت نفس است چشمان خسته‌ام همه شب در کمین توست آخر چرا هنوز تو را در عذاب خود هوس است این شعرو خودم گفتم💔

توییت
عکس

💔شعری که خودم نوشتم:💔 در خلوت شب، یاد تو در ماه باشد کاش این شب بی تو، به یک آه باشد نه از تو خبر، نه دل خسته تسکین نه بغض شکسته نه کسی همراه باشد دلم ابر بود و در باران رهایی هنوز اثر از نفس کوتاه باشد

وضعیت
عکس

تستچی خیلی عزیز از شما بی نهایت سپاسگذارم که نظرات رو باز کردید!!! 🌸این دسته گل زیبا تقدیم به شما🌸

خاطره

🤣یه بار سر امتحان فارسی بودم برگه بهمون دادن دیدم 3 تا سوال بیشتر نیست سریع نوشتم دادم اندکی بعد دانستم که برگه پشت و رو بود. 🤣 (خداروشکر گرفتمش نوشتم-)

میم
عکس

😁اشکالی نداره تو هم یه روز میترکییی😁

وضعیت
عکس

باورم نمــیـــــــه که یه سال دیگه هم گذشت... و جمعه 12-13 ساله میشم... هشت اردیبهشت 1405

توییت
عکس

بیـــ🌸ایید به دنیای طبیعت پناه ببریم، برای فرار از سخـــــــــــ😭ی ها...

میم
عکس

😂من در حال نگاه کردن به یه "تماس" که داره به "تماس از دست رفته"تبدیل میشه:😂

وضعیت

# قول _ میدیم _ طبق _ قوانین _ تستچی _ نظر _ بدیم # باز _ شدن _ نظر _ سنجی #قسم_میخورم_طبق_قوانین_پیام_بدم #خواهش_میکنم_جان_من

توییت
عکس

💕 سلام و صد سلام به دخترای عزیز 💕 روزتون مبارک! 😍 امیدوارم بهترینا رو تجربه کنین 🎵

میم
عکس

من وقتی دارم 2 تا از بچه های فامیل رو دعوا میکنم و یکهو مامانش میاد تو:

میم
عکس

ایشون بچه دار شده دیگه آخراش جوهر پرینترش تموم شد 🤣

میم

بچه ها وقتی کلاس ها آنلاین بود یکی از دوستام داشت یکی از سوالا رو جواب می داد یه چیز عجیب غریب گفت خواهر دوقلوش زد زیر خنده یهو دوستم داد زد:"میکروفونم باز بود خ*ر!" معلم هم جواب داد:"عزیزم الان هم بازه!..." من هم یکهو زدم زیر خنده غافل از اینکه میکروفون من هم بازه! متاسفانه معلم قبل از اینکه ما فرصت کنیم در چت کلاس ابراز احساسات کنیم کلاس رو تمام کرد اااااا حیف شد 😂

توییت

توی تبلیغ پوشک مای بیبی بچه هه میگه:"دوستت دارم مای بیبی." خب تو که اینقد خوب حرف می زنی راحت بگو منو ببرید دستشویی چرا این همه خرج دست مامان بابات میزاری 😂

توییت

”پیر مرد از صدای خر و پف پیر زن هر شب شکایت داشت. پیر زن هرگز نمی‌پذیرفت. شبی پیر مرد آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند. اما صبح پیر زن دیگر هرگز بیدار نشد. و آن صدای ضبط شده لالایی هر شب پیر مرد شد…“