
اگه یه روز نبودم با خوندن دفتر داستانام و گوش دادن آهنگای لیستمو و بغل کردن آدما یادم بیوفت....

منم از این خونه هااااا😭😭😭 تو رو خداااا بیاین تو کامنتا بحرفیمممم احساس بد بختی کردم یه هفته نداشتمتون😭😭😭😭
دنبال یه دوست میگیردم که واقعا باهام دوست باشه 💜 یعنی یه جورایی دوست واقعی میخوام فرقی نداره کی باشه دختر پسرشم فرق نداره(البته نه با قصد مزاحمت) اگه هستید و واقعا سرپرستیم رو قبول میکنید بیاین😂همتونو دوس دالم بلخشید نمیتونم عکس بزارم به خاطر اینترنت. کسی باشه واقعاممنونشم💗

تو سال ۲۰۲۵..... منتظر خیلی ها موندم به خیلی هاشون رسیدم و خیلی هاسونم موندم.... خیلی اشک ها ریختم...خیلی تنهایی ها کشیدم....خیلی خندیدم.... خیلی هارو رها کردم.....خیلی زحمت کشیدم و تلاش کردم....خیلی اذیت شدم.... ولی الان وقتشه که پوست اندازی کنم ۲۰۲۶ عزیز سلام....خداحافظ ۲۰۲۵ عزیز مرسی واسه درس های زندگیت☃❄

خب دیگه ۲۵ ژانویه هم رسید کریسمس هم رسید🎄❄☃ کریسمستون مبارکککککک❄🍬🐻❄ عکس بالایی درخت کریسمس نامیه مال خودمم میزارم👌🪞

هنوز هم قلبم بر سر ان خاطرات میگریند،همان هایی که نمیخواهم پیششان باشم ولی دلمم برایشان تنگ شده و همان خاطراتی که نمیخواهم دوباره ان ها را تجربه کنم ولی قلبم هنوز هم با موسیقیشان میتپد.....

ببخشید که با آدم بی لیاقت،زشت و کسل کننده ای مثل من آشنا شدی.....سعی میکنم از زندگیت برم بیرون.... @kim o cho_پس از امید

حداقل امشب رو یک دقیقه بیشتر فکر کنیم،بیشتر خودمونو دوس داشته باشیم،بیشتر لبخند بزنیم و یک دقیقه بیشتر هر چقدر هم سخت که باشه درد هامونو فراموش کنیم..... یلداتون مبارک جوجوهام ایشالا خوش بگذره امشب بهتون🥺🫂❄

بهترین دوستم از تستچی رفت ونگوگ میدونم که یه روز قبل بدون اینکه باهام حرف بزنی رفتی ولی مطمئنم یه لحظه تردید میکنی و به اینجا سر میزنی لطفا اگه این اسلایس رو نیبینی برگرد خواهش میکنم

الان میفهمم وقتی از اهنگ روسی خوشت میاد...دیگه سعی میکنی ساکت باشی،کاری میکنی که کودک درونت بخوابه،فقط شبا بیدارش میکنی،دیگه تو اول حرف نمیزنی... یعنی چی....

تولد داداش جینییییی مبارککککککک💗🤌😭 پسرم ۳۲ سالش شده باورم نمیشه😭😭😭😭😭😭😭😭😭 ولی بچه ها یه چی بگم ما با اینا بزرگ شدیم 🥺🥺🥺

بچه هااا روز دانش اموز همتون مبارکههه🍵🥪🌸 من امروز زیادی دانش اموز بودم برا همین غایب شدم تو مدرسه😂😂😂😂

هیمهجی، خدمتکاری به نام اوکیکو زندگی میکرد. او دختری وفادار و پاکدل بود که در خدمت ساموراییای به نام تسان آویاما بود. روزی، آویاما نقشهای شیطانی کشید: او عاشق اوکیکو شده بود، اما چون جواب رد شنید، تصمیم گرفت انتقام بگیره.اوکیکو مسئول نگهداری از ده بشقاب گرانقیمت طلایی بود. آویاما یکی از بشقابها رو پنهان کرد و اوکیکو رو متهم به دزدی کرد. با گریه و التماس، اوکیکو بیگناهیاش رو ثابت نکرد، و آویاما او رو به داخل چاه قلعه انداخت... از اون موقع صدا شنیده میشه داخل چاه🕰🕷