توییت
PRANPRIYA 3 ماه پیش

شاید دوست دارم احمق بمونم؛ تا زمانی که به‌خاطر تو باشه.

توییت
PRANPRIYA 3 ماه پیش

و اندیشه ی او آخرین نیایش من است.

توییت
PRANPRIYA 3 ماه پیش

با کمال میل میخواهم او تباهی من باشد.

توییت
PRANPRIYA 3 ماه پیش

من تنها میخواهم سزاوار داشتن او باشم.

وضعیت
PRANPRIYA 3 ماه پیش
عکس

کسی که اینو برات فرستاده نگرانته دختر خانوم😭🫂

توییت
PRANPRIYA 3 ماه پیش
عکس

گاهی فکر می‌کنم تو نزدیکم هستی، اما دست که دراز می‌کنم، خالی است… صدای خنده‌هایت هنوز در گوشم می‌پیچد، اما هیچ کس نیست که بغلم کند. عشقمان مثل شمعی بود که آهسته خاموش شد، و من هنوز زیر این باران خاطره‌ها، تنها قدم می‌زنم…

توییت
PRANPRIYA 3 ماه پیش

قرار بود، او برای همیشه مال من باشد. حالا با چشمان خودم می‌بینم مال کس دیگری میشود. چرا که دیو نمی‌تواند دلبر را داشته باشد.

توییت
PRANPRIYA 4 ماه پیش
عکس

من عاشق گل رز و خارهاش هستم. حتی زیباترین چیزها هم میتونن نیش بزنن

توییت
PRANPRIYA 4 ماه پیش
عکس

اگر اینقدر به دینت یقین داری چرا ترديد من اینقدر تو را آزار میدهد؟ -ژان لو رون دالامبر

توییت
PRANPRIYA 4 ماه پیش
عکس

هیچ چیز بی‌نظیر نبود، تا تو آمدی، حرکتت، لبخندت، همه چیز را کامل کرد.

توییت
PRANPRIYA 4 ماه پیش

حدود هفتاد سطر به من توهین کردند، اما تنها چیزی که آزارم داد، غلط‌های املایی‌شان بود. -داستایوفسکی

توییت
PRANPRIYA 5 ماه پیش
عکس

نمی‌دونم از کی شروع شد، از همون وقتی که فهمیدم من دارم با تمام وجودم میام جلو و تو حتی یه قدم هم برنداشتی. من هر روز توی جزئیات زندگیم جا دادمت، توی فکرهام، توی سکوت‌هام، حتی توی چیزایی که به زبون نمی‌اومدن. ولی انگار تو همیشه یه جای دیگه بودی،